دیده بان میانکاله

وبلاگ شخصی حر منصوری

سال نو مبارک
ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٩  کلمات کلیدی:

سال نو مبارک

سالی سرشار از پیروزی دوستداران طبیعت
سالی سرشار از موفقیت
سالی زیبا برای خانواده عزیزم
سالی سرشار از پیروزی وخوش برای مردم عزیز کشورم
و
سالی بد برای زیاده خواهان طبیعت ستیز
سالی بد برای بد خواهان مردم عزیزم
آرزو میکنم
همیشه سبز و برقرار باشید

حر منصوری
دیده بان میانکاله


گزارش سفر پرنده نگری البرز من از میانکاله
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: فعالیتهای من ، میانکاله در نشریات و خبرگزاریها

گزارش سفر پرنده نگری البرز من به میانکاله
سفرنامه تور تالاب میانکاله و دشت ناز
مورخ 28 الی 92/9/29
راهنمایان تور: پویا ملاحسنی و سهیل صالحی
کارشناس پرنده نگری: شهام نخبه زعیم

با تشکر از خانواده جلیلوند که تو این سفر ما رو همراهی کردند!

و همین طور تشکر از آقا محسن ملقب به پس از تو و همین طور دوستان اداره بهداشت و خانواده آقای میرفندرسکی و همسفرهای قدیمی البرزمن (سمانه، سهیلا، خانوم سندوسی، آقا سیاوش) و جدیدترها ( آقا رضا، آقا بهرام، خانوم گودرزی و شهلا خانوم، سمیه) و بقیه همسفرها که یکی از یکی بهتر بودند...

زمستان که از راه میرسه زمزمه ی کوچ و سفر دل ها رو بی تاب میکنه و سرما و برف، نوید حضور بی قرارهای کوچ نشین سبک بال رو در بهشت پرندگان ایران (میانکاله) میدهد... پرنده هایی که قرار ندارند که نباید هم داشته باشند چون بال و پر دارند...

پنجشنبه صبح زود از کرج راهی ساری شدیم همه به موقع کنار ماشین حاضر بودند و نشد که ما بتونیم به زور از کسی بستنی بگیریم..

هوا سرد و تاریک بود و تا رسیدن به رستوران برای صرف صبحانه همه چشم ها رو بستند تا شاید باز هم خواب به چشم هاشون بیاد ... صبحانه رو که خوردیم خواب از چشم همه پرید و آماده معارفه به همراه شیرین کاری همسفرهای با صفا شدیم...تا دلتون بخواد جک شنیدیم و همین طور شعرهای زیبا و چندتا آواز زیبا و گوش خراش ...

معارفه درست زمانی تموم شد که برای دیدن پل ورسک توقف کردیم. 5 دقیقه پیاده روی ما رو به زیر این بنای زیبا و دیدنی هدایت کرد و من هم از داستان ها و تاریخی که این پل از سر گذرونده برای دوستان گفتم. هوا به شدت سرد و سوزناک بود چندتایی عکس گرفتیم و به سرعت به سمت اتوبوس برگشتیم...

بقیه مسیر با توضیح و گفت و شنود و خنده گذشت تا به رستوران حاج حسن ساری رسیدیم و ناهار دل انگیزی خوردیم که نگو ... (سبزی پلو با ماهیش حرف نداشت)

همه با شکم های سیر و لب های خندان به سمت دشت ناز حرکت کردیم تا گوزن زرد ایرانی گونه ای در خطر انقراض و آسیب پذیر و همین طور بسیار زیبا رو از نزدیک ببینیم...منظره پناهگاه حیات وحش دشت ناز از دور ، جنگل محسور در میان کشت زارهای وسیع لبخندی به همراه تاسف رو روی لب ها اکثر کسانی میاره وقتی متوجه میشوند که رزوی روزگاری تمام این کشتزار ها و مزرعه ها جنگلی انبوه و یک پارچه بود که ببر مازندران در میانشون زندگی میکرده...

بگذریم وارد دشت ناز شدیم و با محیط بانان دلسوز و مهربان چاق سلامتی ای کردیم و پریدیم پشت تراکتور و زدیم به گله گوزن ها البته فقط برای گرفتن عکس...

دسته های بی شمار کبوتر های جنگلی بین درخت ها هنگام پرواز بسیار دیدنی بود.

غروب نشده بود که از دشت ناز به سمت زاغمرز حرکت کردیم تا سری هم به تالاب لپوی بیمار و زخم خورده بزنیم و در این جا یکی از ناجیان و حامیان و دلسوزان طبیعت و کسی که بی وقفه با تلاش های مستمر از تخریب محیط زیست منطقه جلوگیری کرده، دوست خوبم حر منصوری به جمع ما پیوست و دقایقی برای همسفرها از فعالیت ها و همین طور مسئولیتی که روی دوش تک تک ما برای حفظ محیط زیست هست صحبت کرد.

به سمت اقاتگاه حرکت کردیم و نخود و نخود هرکسی رفت به سمت سوئیت خود برای استراحت و صرف شام. بعد از شام همه با هم رفتیم تا دل به دریا بزنیم ؛ شب و دریا و آتش و دوستانی با صفا و سکوت و سمفونی بی نظیر طبیعت، آواز آتش و دریا ....

بالاخره روز موعود فرا رسید روز دیدار با بی قرار های کوچ نشین...
صبح زود صبحونه رو خوردیم و چکمه ها رو به پا کردیم و به سمت پناهگاه حیات وحش میانکاله حرکت کردیم ...

محیط بانان مهربان منطقه آقای توماج و آقای رستمی ما رو در منطقه همراهی میکردند و با در اختیار گذاشتن اطلاعاتشون آگاهی بیشتری به ما میدادند...

برای رسیدن به تالاب سوار نیسان های آبی رنگ شدیم که اسم راننده و هماهنگ کننده اصلی نیسان ها دایی قاسم، مردی با صفا و اهل دل بود.

پشت وانت که بودیم متوجه شدیم که آقا محسن دوباره دست به کار شده و انگار خبرهایی هستش مثل اینکه خیلی زود از امریکا بیرونش کردن.

خلاصه از وانت ها پریدیم پایین و در سکوت به سمت تالاب پیاده روی مون رو شروع کردیم.در همون ابتدا یک دراج ماده به استقبال ما اومد.
پرنده های زیادی توی تالاب بودند شهام هم با تلسکوپ پرنده ها رو به همسفرها نشون میداد و توضیحات لازم رو در رابطه با آنها ارائه میداد.

انواع آبچلیک ها کنار آب در حال حرکت بودند و کمی آن سو تر دسته ای فلامینگو در حال چرت زدن، عقاب دریایی در حال پرواز بود و دسته ای قوی گنگ در حال فرود اومدن روی آب، چنگر ها و اردک ها روی آب در حال شنا کردن و باکلان ها و پلیکان ها در حال پرواز و اگرت های سفید به صف برای صید ماهی گوشه ای بی حرکت ، این زندگی بود ... زندگی در جریان بود.

از کنار تالاب به سمت دریا حرکت کردیم مسیر رسیدن به دریا از بین انارهای وحشی بود و بعضی از درخت ها هنوز انار داشتند و بعضی از همسفرها هم توی مسیر حسابی انار خوردند...

از انارها گذشتیم و تپه های ماسه ای رو رد کردیم

ر

از کنار کلبه های ماهیگیرهای زحمتکش هم عبور کردیم تا به کنار ساحل زیبای دریا رسیدیم.

سوار وانت ها شدیم البته پشت وانت، هوا سوزناک بود و باد تا مغز استخون آدم سرما رو میبرد خدارو شکر من سرپناه خوبی پیدا کردم تا از باد دور بمونم.

گشنه و خسته ولی پر از حس خوب سوار اتوبوس شدیم و به سمت ساری حرکت کردیم تا ناهار رو دررستوران اکبر جوجه ساری بخوریم... توی مسیر بارون شروع به باریدن گرفت و هرچی به سمت ارتفاع حرکت میکردیم برف جای بارون رو بیشتر میگرفت تا جایی که نزدیک به گردنه گدوک همه جا رو برف پوشونده بود .. ولی کمی بعد از گدوک دوباره همه جا خشک شد، جادوی کوه و ابر!

توی مسیر برگشت مسابقه متارنه بین همسفرها جو اتوبوس رو رقابتی و هیجانی کرده بود و هر دو گروه (گروه دف و گروه امید)میخواستند به هر قیمتی شده طرف مقابل رو شکست بدهند ولی حضور داور از جر زنی ها به موقع جلوگیری کرد تا بالاره هر دو گروه بازی رو مساوی تموم کند.

در آخر باید از همکارای خوبم راهنمایان تور (سهیل و شهام) تشکر ویژه بکنم که با زحمت هاشون باعث شدند که سفر هر چی بیشتر دل انگیز و خوب برگزار بشه و همین طور آقا سیاوش که زحمت عکس ها این سفر رو کشیدند.

http://alborzeman.ir/asemanealborz/index.php/forum/سفرنامه-های-پاییز-92/651-سفرنامه-تور-تالاب-میانکاله-مورخ-28-الی-92929


حیوانات تزئینی تبدیل به انگل می شوند!!!
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٠  کلمات کلیدی: فعالیتهای من ، مصاحبه های من

 

حیوانات تزئینی به انگل بدل می‌شوند

حر منصوری*

هر ساله با نزدیک شدن نوروز در اینباره که برخی حیوانات به‌عنوان حیوانات تزئینی و برای گذاشتن در سفره عید از زیستگاه خود خارج می‌شوند، هشدار داده می‌شود. به‌جز ماهی قرمز که به هر حال وجود آن در سفره عید اکنون از رسوم ایرانیان است، شاهد هستیم لاک‌پشت، سمندر و برخی دیگر از گونه‌های جانوری به‌صورت قاچاق به شهر‌ها آورده و فروخته می‌شوند. کار حتی به اقدامات قضایی و انتظامی کشیده است. با این وجود، از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز می‌توان در اینباره حرف زد که در این صورت بیشتر روی سخن ما با خریداران این حیوانات است. از بعد انسانی خرید و فروش چنین گونه‌هایی را می‌توان مورد بررسی قرار داد. این اتفاق همزمان با سال نو و نو شدن طبیعت اتفاق می‌افتد. برخی درست همزمان با نو شدن سال و به این بهانه حیوانات را به اسارت می‌گیرند. اما به‌جز وجه انسانی ماجرا، به لحاظ زیست‌محیطی نیز خارج کردن گونه‌های حیوانی از زیستگاه‌های خود زیانبار است. برخی از خریداران این گونه‌ها عنوان می‌کنند که آنها را می‌خریم و عید که تمام شد باز به طبیعت برمی‌گردانیم. آنها فکر می‌کنند با این کار، عمل انسانی انجام داده‌اند و به محیط‌زیست نیز ضربه نزده‌اند اما، واقعیت این است که رهاکردن دوباره گونه‌ها در طبیعت در بسیاری موارد خود به مشکلی ویژه دامن زده است. چون اغلب مردم نمی‌دانند زیستگاه واقعی این موجودات کجاست و هر جا دست داد آنها را رها می‌کنند. این رهاسازی باعث می‌شود این گونه‌ها گاه به‌صورت انگل طبیعت دربیاید و به محیط‌زیست ضربه بزنند. در اینباره مثال روشنی وجود دارد. زیستگاه لاک‌پشت پشت‌نرم فراتی میانکاله نیست اما، در سال‌های اخیر شاهد بوده‌ایم که این گونه در میانکاله دیده شده است و جمعیت آن نیز به‌صورت تصاعدی درحال رشد است. کسانی شاید این لاک‌پشت را خریده‌اند و بعد از عید به خیال اینکه آن را در طبیعت رها و از مرگش جلوگیری می‌کنند، آن را به میانکاله آورده‌اند. چون وضعیت تغذیه‌ای این گونه در میانکاله مناسب بوده است به‌صورت تصاعدی رشد کرده است و اکنون جانوران دیگر را تهدید می‌کند. پس درصورتی که فرض بگیریم، حیوانات تزئینی خریداری می‌شوند و شهروندان به هر حال مدتی از آنها نگهداری می‌کنند و بعد آنها را به طبیعت بازمی‌گردانند، باز هم به طبیعت ضربه می‌خورد. چنین کاری باعث برهم خوردن تعادل زیست‌محیطی می‌شود. باید عنوان شود اگر افراد خود را آدم‌هایی متمدن و دغدغه‌مند محیط‌زیست می‌دانند باید از خرید حیوانات تزئینی خودداری کنند. گاهی افراد گمان می‌کنند که با این کار دارند نوروز را جشن می‌گیرند و رسم گذشتگان را زنده نگه می‌دارند. واقعیت این است که ما برای نوروز رسوم متنوع و زیبایی داریم که همه انسانی هستند و به جای کاری که به‌صورت رویه درآمده است، می‌توانیم روی آن رسوم تاکید کنیم. گاهی کار‌هایی انجام می‌شود که برخلاف نیت ماست. پاس داشتن نوروز به معنی زمانی که سال نو می‌شود و طبیعت رنگ عوض کرده و به تعبیری زنده می‌شود، باید پاسداشت زندگی باشد. ناگفته پیداست که پاسداشت زندگی با نگهداری با طبیعت همراه است. نمی‌شود به طبیعت ضربه زد و درعین حال گفت داریم از آن نگهداری و مراقبت می‌کنیم. در واقع، اینکه حیواناتی به اسارت گرفته می‌شوند دقیقا برخلاف آن چیزی است که باید به‌مناسبت سال نو انجام شود. به نظر می‌رسد باید برای یک‌بار که شده، نسبت به چنین چیز‌هایی عمیقا فکر کنیم. ببینیم آیا واقعا امکان ندارد که عید را بدون ماهی قرمز، سمندر و لاک‌پشت و... آغاز کنیم؟ اگر این موجودات که از زیستگاه خود خارج شده‌اند و به این شکل به طبیعت ضربه وارد شده است، سر سفره عید نباشند چه اتفاقی می‌افتد؟ گاهی کار‌هایی که انجام می‌شود بیش از آنکه از سر فکر یا برای مثال به‌منظور پاسداشت چیزی باشد از سر عادت و به این دلیل است که دیگران این کارها را انجام می‌دهند. یک ماه به عید در شهر‌های مختلف مغازه‌داران که تنها محدود به حیوان‌فروش‌ها و گل‌فروش‌ها هم نمی‌شوند، اقدام به فروش ماهی قرمز می‌کنند. بسیاری از افراد زودتر این ماهی‌ها را می‌خرند و تا عید نشده آنها می‌میرند و باز دوباره اقدام به خرید آنها می‌کنند. افرادی تنها سود خود را مدنظر دارند و در سال‌های اخیر به اینکه فقط ماهی قرمز بفروشند نیز راضی نیستند و از سمندر گرفته تا لاک‌پشت را به عنوان حیوانات تزئینی ارائه می‌دهند. خریداران نیز بدون اینکه هیچ اطلاع، دغدغه و مهارتی برای نگهداری آنها داشته باشند آنها را می‌خرند و در ایام عید نیز معمولا نگهداری درستی از آنها نمی‌شود و اکثر آنها می‌میرند. اکنون اقدامات قضایی و انتظامی در اینباره انجام می‌شود اما، نیازمند فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی نیز هستیم. اقدامات قضایی و انتظامی مربوط به فروشندگان است اما، واقعیت این است که اگر خریداری نباشد، عرضه‌ای نیز وجود نخواهد داشت و می‌توان امیدوار بود که این مشکل حل شود.

همایش تجلیل از حاملان نماد پایداری محیط زیست کاسپین
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: فعالیتهای من ، حمل نماد صلح و محیط زیست دریای خزر ، دانیال توحیدی

از پایان پروژه  حمل نماد صلح و پایداری محیط زیست دریای کاسپین بیشتر از دو ماه میگذرد آنچکه حاصل این حرکت گروهی بوده جدای از پیوند میان ورزش و محیط زیست شناخت نقاط ضعف منطقه و آشنایی و آموزش جوامع بومی و ایجاد ارتباط میان آنها با ورزش و محیط زیست ،همچنین ایجاد انگیزه برای سایر اقشار جامعه که بتوانند با نگاه ظریف تری به طبیعت اطراف خود گامی در جهت حفظ و احیای آن بردارند بوده است در این راستا و برای بیان دستاوردهای این اقدام در روز12اسفند92که مصادف با روز جهانی حیات وحش حیات وحش بود همایشی را در سالن همایشهای سازمان محیط زیست ترتیب داده که با حضور معاونین و ریاست سازمان محیط زیست،فعالین محیط زیست و طبیعت گردی،اعضاء انجمن ورزشی گردشگری فدراسیون ورزشهای همگانی با اهدای لوح تقدیر به تجلیل از وزرشکاران این حرکت و همچنین تمام عزیزانی که در این مسیر از ما حمایت کردند پرداخت.

با سپاس

حر منصوری دبیر انجمن دیده بان میانکاله

https://www.facebook.com/profile.php?id=605850807&sk=photos&collection_token=605850807%3A2305272732%3A69&set=a.10152078215715808.1073741873.605850807&type=1

 

 

 

 


شرکتهای دانش بنیان در تالاب میانکاله چه می جویند؟
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: میانکاله در نشریات و خبرگزاریها

نوشته شده در ساعت 08:21:28 , مورخ 09/11/1392

کد خبر : 92111017

 

شرکت‌های «دانش‌بنیان» در تالاب‌ میانکاله چه می‌جویند؟!

عباس محمدی*

 

بزرگنمایی

هنریک مجنونیان در کتاب "تالاب‌ها" (سازمان حفاظت محیط زیست، 1377، ص3) می‌نویسد: «تالاب‌ها را می‌توان از جمله نظام‌های حیات‌بخشی به حساب آورد که مطلقا جایگزینی ندارند و مفیدترین و در عین حال بدبیارترین اکوسیستم‌های طبیعت به شمار می‌روند». حبیب‌‌الله نجاری نیز در کتاب "تالاب بین‌المللی گاوخونی اصفهان" (سازمان حفاظت محیط زیست، 1382، ص10) می‌نویسد: «تالاب‌ها بالاترین میانگین تولید اولیه‌ی خالص را در میان بوم‌سازگان‌های جهان دارا هستند. مثلا یک تالاب آب شور می‌تواند بیست برابر یک دریای ژرف زی‌توده (biomass) در متر مربع در سال تولید کند. با وجود این که تالاب‌ها درصد ناچیزی از سطح بیوسفر جهان را شامل می‌شوند، اما حدود 10 تا 14 درصد کربن جهان را در خود نگهداری می‌کنند».

 

در ایران، تالاب‌ها را می‌توان از نظر تاثیر در حفظ و تصفیه‌ی منابع آب زیرزمینی و رو زمینی، تثبیت کربن وجلوگیری از گرمایش زمین، حفاظت خاک، حفظ تنوع زیستی، ایجاد ثروت برای مردم با فراهم ساختن امکان دام‌پروری و ماهی‌گیری و صید و شکار، و فراهم ساختن چشم‌اندازهای بی‌مانند برای گردشگری، ارزشمندترین بخش‌های سرزمین (به نسبت مساحت) دانست. فقط کافی است اشاره کنیم که یکی از بزرگ‌ترین مشکلات زیست‌محیطی ما، یعنی بروز پدیده ی ریزگردها که در بیشتر روزهای سال هوای بخش بزرگی از کشور را غیر قابل تنفس می‌کند، تا حد زیادی به علت آسیب‌دیدگی تالاب‌ها است. و باز اشاره می‌کنیم که همین پدیده‌، سبب بارش گرد و خاک بر روی برف و یخ‌های کوهستانی کشور و در نتیجه موجب ذوب ناگهانی آن‌ها در بهار، و جاری شدن سیل‌های غیرطبیعی و فرسایش خاک می‌شود.

 

در نخستین روزهای بهمن، به مناسبت "روز جهانی تالاب‌ها" (2 فوریه/ 13 بهمن)، گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران (دفترهای تهران و آمل) با کمک و همراهی انجمن دیده‌بان میانکاله و چند نفر از اهالی روستای شاه‌کیله، یک برنامه‌ی بازدید از بخش جنوبی تالاب مبانکاله برگزار کرد. هدف از این برنامه، آشنا شدن با جاذبه‌های بوم‌گردی (ecotourism) و روستاگردی در حاشیه‌ی جنوبی تالاب میانکاله بود؛ با خوشحالی دریافتیم که سطح آگاهی زیست‌محیطی در روستای شاه‌کیله بسیار بالا است و گروه‌هایی از اهالی با نگرانی پیگیر طرح‌های به اصطلاح توسعه‌ای هستند که در چند سال گذشته کلید خورده و حیات تالاب را تهدید می‌کند.

 

در میانکاله نیز مانند بیشتر تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور، نخستین عامل آسیب‌زا، دخالت نابخردانه و بی‌ملاحظه‌ی انسانی است: ساخت بندرگاه در حریم غربی تالاب، جاده‌سازی در امتداد خط ساحلی منطقه، چرای خارج از ظرفیت، شکار و صید بی‌ضابطه در تمام بخش‌های خشک و آبی، رفت و آمد بی‌رویه‌ی موتورسیکلت و تراکتور و انسان و خودرو در تمام بخش‌های خشک و آبی کم‌عمق تالاب که بسیار حساس‌اند ، طرح احداث پالایشگاه در بهشهر، طرح احداث جاده از بهشهر به سوی ساحل خزر از دل تالاب، طرح واگذاری جزیره‌ی آشوراده به شرکت‌های توریستی، و... . در روستای شاه‌کیله به ما گفتند که در دولت پیشین طرحی تصویب شده که بر پایه‌ی آن قرار است به چند شرکت "دانش‌بنیان" ده‌ها هکتار زمین‌ از محدوده‌ی تالاب واگذار شود. اهالی روستا که معیشت‌شان تا حد زیادی بر پایه‌ی دامداری است، نگران این هستند که چراگاه‌های تالابی، بر اثر این طرح آسیب ببیند.

 

نخست، جای پرسش است که پژوهشگران و شرکت‌های دانش‌بنیان فرضی در دور و بر تالاب میانکاله چه کاری خواهند داشت که نیاز به ده‌ها هکتار زمین داشته باشد؟! دیگر این که آیا مثلا در شهرهای بهشهر و نکا که زیرساخت‌های مناسب‌تری دارند، نمی‌توان به کار پژوهشی پرداخت؟ چرا مدیران ما، اقتصاد و ساختار اندیشگی فرهیخته‌ترین قشرهای جامعه را هم به سوی الگوی رفتاری زمین‌خواران و بساز و بفروشان سوق می‌دهند؟ آیا راهی بهتر از بذل و بخشش از طبیعت کشور، برای حمایت مادی از پژوهشگران نمی‌شناسند؟!

 

به نظر می‌رسد که گروه‌هایی از مدیران کشور و تصمیم‌سازان پیرامون‌شان، ارزشی جز "مرغوبیت" بنگاهی به منظور ساخت و ساز، برای جنگل و کوهستان و ساحل و محیط تالاب و دیگر منطقه‌های طبیعی نمی‌شناسند! آنان، این‌گونه زمین‌ها را که متعلق به همگان است، "بی‌صاحب" می‌دانند و چون به شیوه‌های شخصی‌سازی این گونه املاک مسلط هستند، هر از گاه، طرحی می‌ریزند برای تصرف بخش‌هایی از منابع طبیعی ملی. ضمن این که اجرای طرح‌های تخیلی و بی‌بنیاد، امکان مناسبی را هم برای گرفتن بودجه از محل درآمدهای ملی یا وام‌های بانکی فراهم می‌سازد. و چنین است که کوته‌نگری در سیاست به اضافه‌ی موذی‌گری در اقتصاد، معجون اختلاس و آزمندی را می‌سازد که دشمن شماره‌ یک محیط زیست و آینده‌ی کشور است.

 

روستاییان شاه‌کیله خواستار حفظ چراگاه‌های تالابی، همزیستی با طبیعت کم‌مانند میانکاله، و پذیرایی از بوم‌گردان مسوولیت‌پذیر هستند؛ جا دارد که طبیعت‌دوستان ایرانی و شرکت‌های گردشگری، این منطقه را در میان هدف‌های مسافرتی خود جای دهند و به موازات این، نگرانی‌های زیست‌محیطی این مردم را بازتاب دهند و در جلوگیری از اجرای طرح‌های مخرب در منطقه بکوشند.

 

http://isdle.ir/news/index.php?news=9600

 


حراج یک تالاب بین المللی
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: میانکاله در نشریات و خبرگزاریها ، مصاحبه های من

صفحه ویژه مشکلات تالاب میانکاله در روزنامه ایران

آب بندها نفس میانکاله را بند آوردند

حراج یک تالاب بین‌المللی

 

زهرا کشوری

 

زمین‌های روستای «شاکله» در تالاب بین‌المللی میانکاله حد فاصل بهشهر و بندرترکمن آخرین بخش‌های دست نخورده و جان به در برده از لودرهایی است که هر روز بخشی از این زمین مرغوب را زخم می‌زنند. تالابی که زخم جاده را به جان خریده است. جاده‌ای که چیزی نمانده بود تا با گذر از میان آن تالاب را به سرنوشت دریاچه ارومیه دچار کند. همان‌طور که پل میانگذر آخرین ضربه را به دومین دریاچه شور جهان زد. مسکن مهر هم بخشی از تالاب میانکاله را بلعیده؛ 7 سال پیش، بدون این‌که یک واحد مسکونی هم به متقاضیان داده شود. دانشگاه هم تکه دیگری از آن را تخریب کرد. ساخت بندرگاه نیز حریم غربی آن را پاک کرد. چوب حراج به «آشوراده»‌اش خورد. حالا هم سرنوشت بخش‌های بکر ودست نخورده‌اش دغدغه روستاییانی شده است که معیشت بخش بسیاری از آ‌ن‌ها به همین زمین‌ها، بوته‌ها و درختچه‌ها بستگی دارد. آنها می‌پرسند چطور کسانی که تخلف‌های مالی دارند، می‌توانند متقاضی دریافت زمین‌هایی شوند که جزو اموال ملی است؟ سؤال‌های آنها تاکنون بی‌پاسخ مانده است. به هر دری هم زده‌اند اما هیچ راهی به روی آنها باز نشده است.

 

بی مهری مسکن مهر

بخش جنوبی تالاب بین‌المللی همه چیز را به ساخت و سازها باخته است. از بوته‌های سبزی که پوشش بومی منطقه است دیگر خبری نیست. ساخت و سازهایی که در دو سوی جاده‌ای به زیستگاه فلامینگو رسیده است. جاده‌ای که به کمین پرنده‌های مهاجر نشسته تا با آخرین سرعت، نخستین تالاب بین‌المللی ثبت شده در کنوانسیون جهانی رامسر را نابود کند. جاده‌ای که «سید عباس رستم کلایی» از فعالان محیط زیست بهشهر هم آن را آغاز نابودی تالاب می‌داند و در گفت‌و‌گو با روزنامه ایران از تلاش‌هایی سخن به میان می‌آورد که تاکنون از مرگ قطعی تالاب جلوگیری کرده، تلاشی که قلب تالاب را نجات داد، اما نتوانست از زخم‌های دو سوی جاده جلوگیری کند.

بخش بسیار زیادی از تخریب‌های میانکاله به آب بندهایی برمی‌گردد که از منابع تغذیه کننده تالاب بین میانکاله می‌کاهند تا دامن پرچین و شکن میانکاله هر روز کوتاه‌تر شود. آب بندها آن طور که رستم کلایی می‌گوید دست یکی از نهادهای نظامی است. آب بندهایی که اجازه نمی‌دهند سیلاب‌ها به تالاب برسد. سیلاب‌هایی که با خود غذای فلامینگو می‌آورند. یکی از پیمانکاران این نهاد نظامی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ما و در پاسخ به این اعتراض می‌گوید: «اگر تالاب بخواهد از آب‌های موجود سهم خواهی کند، باید به سراغ سد سازان برود. سدسازانی که بالاتر از آب‌بندسازان اقدام به ساخت سدکرده‌اند.» اما زخم‌های میانکاله به همین آب بندها ختم نمی‌شود. در مسیری که به جنوب میانکاله می‌رسد هزار واحد مسکن مهر وجود دارد که 7 سال پیش کلنگ آن در زمین‌هایی زده شده که سفره‌های زیرزمینی پر آبی دارند. اما هیچ کس هم نگفت که با وجود این سفره‌های زیر زمینی ساخت چنین مسکنی یک اشتباه بزرگ است. کسی هم اگر گفت گوش شنوایی وجود نداشت. آن روز که کلنگ مسکن مهر در زمین‌های تالاب زده شد، به متقاضیان 18 ماه وعده داده شد تا خانه‌ها ساخته شود و به آنان تحویل داده شود. حالا هفت ماه است که دولت دهم با همه وعده و وعیدهایش رفته و 7 سال است که حتی یک واحد از این خانه‌ها به متقاضیان داده نشده است.

هفت سالی که چهارسال آن هیچ کاری در این خانه‌ها انجام نگرفت. 500 نفر برای این خانه‌ها ثبت نام کرده‌اند. نخستین ودیعه متقاضیان 2 میلیون تومان بود. 160 واحد هم زمان دولت اصلاحات ساخته می‌شود که هم اینک صاحبان آن، در ساختمان‌های آجری آن زندگی می‌کنند. اما این دو ساختمان در یک مسأله مشترک هستند. هیچ کس به فکر شبکه فاضلاب ساختمان نبود. فاضلابی که بوی بد آن برپای سبزه‌زارها و درختان منطقه پیچیده است و آب را رنگی سیاه بخشیده. رستم کلایی هم یادآوری می‌کند که آب سطحی منطقه خیلی بالاست و هیچ یک از این دو طرح، طرح فاضلاب ندارد. مسکن مهر 4 کیلومتر با تالاب میانکاله فاصله دارد. البته آن زمان که کلنگ ساخت و ساز این طرح به زمین زده شده فاصله سه کیلومتر بود. اما آب بند‌ها و حوضچه‌های پرورش ماهی یک کیلومتر دیگر از تالاب را خشک و به زمین‌های اطراف آن اضافه کردند تا مسکن مهر یک کیلومتر بیشتر با تالاب فاصله بگیرد. در نهایت فلامینگو‌ها یک کیلومتر از زیستگاه طبیعی خود را از دست دادند.

خداحافظی قوهای مهاجر با میانکاله

فلامینگو‌ها پهنه میانکاله را سرخ کرده‌اند. گاهی در میان سکوت و سکون زمستانی که به تالاب داده‌اند، فلامینگویی بلند می‌شود، دایره وار پاها را در تالاب می‌زند و بعد گردن درازش را به داخل گل و لای تالاب می‌برد تا « آرتمیا » شکار کند. آرتمیا غذای اصلی فلامینگوهاست. آرامش فلامینگوها زود گذر است. صدای موتور آب بندی یا ویراژ موتور سواری آرامش شان را به فنا می‌دهد. گاهی اوقات هم «سنقر تالابی» وحشت را به پرهای آنها می‌ریزد. سنقری که البته رو به انقراض است و فصل‌های آخر زندگی‌اش را در تالاب میانکاله می‌گذراند. بر فراز آسمان گرفته و ابری تالاب که ظاهر می‌شود آرامش فلامینگو‌ها را به هم می‌ریزد. شیاری سفید و سرخ از فلامینگوها پهنه آسمان را می‌گیرد. فلامینگوها بلند می‌شوند تا دفع خطر شود، هرچند خطر وحشتناک‌تر در بخش شمالی و جنوبی تالاب به انتظار آنها نشسته است، لودرهای ساخت و سازها نه فلامینگو می‌فهمند نه عقاب پر سفید نه هیچ پرنده دیگری را. از قوهای تالاب میانکاله هم دیگر خبری نیست.

آنها چند سالی است که خطر را احساس کرده‌اند و به سمت سرخرود و فریدونکنار رفته‌اند. فلامینگو‌ها اما شرایط را تاب آورده‌اند و به تالاب وفادار مانده‌اند، هرچند ساخت و سازها هر روز وسعت بیشتری از تالاب بین‌المللی میانکاله را می‌گیرند و حالا تنها زمین‌های روستای «شاکله» مانده است تا بخش بزرگی از این تالاب، فدای ساخت وساز‌های بی‌رویه شود. ساخت و سازهایی که به ورزشگاه نیمه کاره دولت دهم هم می‌رسد. ورزشگاهی که افتتاح نشده، متروک ‌شد. ساختمانی که یکی از مصوبات دولت پیشین در سفر نخست احمدی‌نژاد به منطقه بود.

آنقدر باران بی‌تدبیری بر آن باریده که حالا تیرآهن‌های آن زنگ زده‌اند، هرچند صدای زنگ شان کسی را بیدار نمی‌کند. این سؤال هم بی‌پاسخ می‌ماند که چطور ممکن است کسی از ارزش زمین تالابی برای پرورش ماهی و پرندگان خبر نداشته باشد و آن را فدای ساخت یک ورزشگاه متروکه کند! آن طور که رستم‌کلایی به خبرنگار ما می‌گوید: «سیاست‌های غلط سه سال اخیر هزار و 500 متر از تالاب را بلعیده است.» 1500 متری که صرف ساخت رستوران، غذاخوری و... شده است. غذاخوری‌هایی که در یک روز زمستانی پلمب شده‌اند و هیچ مسافری هم جای خالی آنها را حس نمی‌کند.

شکار دارغازها

طاهری نسب پیمانکار یکی از آب بندهاست. آماری که او به روزنامه ایران می‌دهد از وجود 1700 هکتار آب بند در اطراف تالاب خبر می‌دهد. او در آب‌بند خود، انواع ماهی‌های استخوانی چون کپور، آزاد، سفید و سوف را پرورش می‌دهد. البته سوف را برای فروش، پرورش نمی‌دهد، سوف وظیفه پالایش آب بند و خوردن ماهی‌های هرز را دارد. بر بلندای آب بندان، حواصیل‌ها و دارغازها (غاز سیاه دریایی) آسمان را رج می‌زنند. آنها شناگرهای ماهری هستند، تیزبین و تیزپرواز.

برفراز آسمان ماهی را در دل آب بند شناسایی می‌کنند و به عمق آب نقب می‌زنند تا دلی از عزا درآورند، هرچند ممکن است که صیاد و آب بندی، پرواز آنها را خط بزند. به هرحال آنها ماهی را پرورش نمی‌دهند که خوراک حواصیل‌ها و دارغازها شود. برخی آب بندها، خروجی آب مرزعه را هم برای جنگل‌کاری و زراعت چوب استفاده می‌کنند. مزرعه‌ای که خود کاشته‌اند. این همه برداشت از زمین و منابع طبیعی هر روز زمین را شورتر می‌کند. با این وجود طاهری نسب اعتقاد دارد که آب بندها مشکلی برای تالاب به وجود نمی‌آورند. رستم کلایی به حرف او اعتراض می‌کند چون اعتقاد دارد که حداقل حضور آب بندها، اجازه ورود سیلاب‌ها را به میانکاله نمی‌دهد. سیلاب‌هایی که به همراه خود برای پرندگانی چون فلامینگو‌ها غذا می‌آورند. طاهری نسب اما مشکل تالاب را ساخت‌وساز‌های مسکونی چون مسکن مهر و ساخت‌های اداری چون دانشگاه و ورزشگاه می‌داند.

به اعتقاد طاهری نسب این منطقه استعداد پرورش ماهی دارد. همین مسأله هم باعث رشدفزاینده آب بندها در منطقه شده است. آب بندهایی که به گفته او از هر هکتار آن می‌توان سه تن ماهی تولید کرد. سه تن ماهی که به اعتقاد او کاملاً اقتصادی است. نگاه اقتصادی که بلای جان مناطق ارزشمند شده، چشم طمع خیلی‌ها را به تالاب دوخته است. خیلی‌ها هم برنده ماجرا شده‌اند. یکی همین علاقه مندان به ساخت پالایشگاه در تالاب میانکاله. پالایشگاهی که به بخش خصوصی تعلق دارد و وزارت نفت در زمان دولت احمدی‌نژاد هم اعلام کرده که هیچ مسئولیتی در قبال پیامدهای ساخت پالایشگاه در این منطقه به عهده نمی‌گیرد. پیامدهایی که آلودگی سفره‌های زیرزمینی به گفته «حر منصوری»، دیده بان طبیعت میانکاله تنها یکی از آنهاست. آن طور که منصوری به خبرنگار ما می‌گوید شیب زمین در منطقه‌ای که پالایشگاهی‌ها به آن چشم دوخته‌اند رو به دریاست و ساخت پالایشگاه علاوه بر آلوده کردن زمین‌های مرغوب کشاورزی سر به دریا می‌گذارد تا خزر هم از این رهگذر زخم ببیند. واگذاری زمین‌های آشوراده به یک شرکت لبنیاتی یکی دیگر از دردها و دل‌نگرانی‌های اهالی این منطقه است.

ساخت جاده‌ راه‌آهن روی تالاب شیخان لپو زاغمرز هم یکی از آن زخم ‌های عمیق است. تالابی که به گفته منصوری تأمین‌کننده‌ آب شیرین میانکاله از سمت غرب است و با مسدود شدن تالاب، تنوع اکوسیستم آبی تالاب را دچار مشکل کرده است. منطقه ویژه اقتصادی بندر «امیرآباد» هم برای روشن شدن تالاب در شب هنگام، پروژکتورهای عظیمی را در کنار تالاب نصب کرده که به اعتقاد منصوری نا امنی را برای پرنده‌ها به ارمغان آورده است. همه کسانی که تالاب میانکاله را به بهانه‌های مختلف شخم می‌زنند یک نگاه دارند، نگاه اقتصادی.

منصوری از فروش غیر قانونی زمین‌های اطراف تالاب، ساخت و ساز ویلا و خانه‌های غیرمجاز توسط بخش خصوصی خبر می‌دهد تا هیچ نقطه‌ای از این منطقه احساس امنیت نکند. بومی‌ها هم اعتقاد دارند بیشتر کسانی که به خرید و فروش زمین‌ها در این منطقه می‌پردازند از دولت گذشته باقی مانده‌اند. آنها اعتقاد دارند که روحانی هر چه زودتر باید مدیران میانی باقی مانده از دولت پیشین را عوض کند تا پرونده فروش زمین‌های منطقه بسته شود.

دل‌نگرانی شاکله‌ای ها

البته بخشی از تالاب میانکاله از ساخت و سازها جان سالم برده است. بخشی چسبیده به روستای شاکله که اهالی این روستا خود را موظف به حفاظت از آن می‌دانند. بخشی که پوشش دست نخورده‌ای دارد و بوته به بوته می‌رود تا به تالاب می‌رسد. اگر شب‌ها به میان بوته‌ها بیایی به راحتی حضور خرگوش‌های وحشی را در آن خواهی دید. معیشت شاکله ای‌هایی که دامداری می‌کنند هم به همین زمین وابسته است. حالا شرکتی به نام دانش بنیان چشم به 72 هکتار از زمین‌ها دوخته است. هیچ کس هم نمی‌داند به طور دقیق چه کار پژوهشی است که باید برای اجرای آن بنیان منابع طبیعی منطقه ریشه‌کن شود. شاکله‌ای‌ها می‌پرسند آیا در تمام بهشهر و استان مازندران جایی برای کار پژوهشی این گروه نیست و حتماً باید آخرین نقطه باقی مانده تالاب را به آنها تقدیم کرد؟ آنها همچنین یک مسأله دیگر را هم یادآوری می‌کنند.

به گفته «سید محمد رستم کلایی» رئیس شورای روستای شاکله، این روستا 600 نفر جمعیت دارد. جمعیتی که در آن 200 جوان جویای کار هستند. 30 تا 40 نفر آنها تحصیلات مرتبط با دامپروری و شیلات دارند. او در گفت‌و‌گو با ایران می‌پرسد اگر منابع طبیعی و محیط زیست برای مسئولان مهم نیست و به هر روی می‌خواهند زمین‌ها را واگذار کنند، چرا این زمین‌ها را به جوانان روستا واگذار نمی‌کنند تا مجبور نشوند برای کار به تهران بروند و روستا را خالی کنند. جوانانی که اعتقاد دارند چگونگی تشکیل شرکت‌هایی که زمین‌های منطقه را می‌بلعند هم باید مورد توجه افکارعمومی قرار بگیرد.

به گفته یکی از جوان‌ها، خیلی از کسانی که دنبال زمین‌های تالاب میانکاله هستند، جمع می‌شوند، شرکت‌های عجیب و غریب راه می‌اندازند و با رابطه‌هایی که دارند زمین‌های بکر و دست نخورده منطقه را صاحب می‌شوند. آنها اعتقاد دارند که دانش بنیان هم یکی از این شرکت هاست. آن طور که «خلیل محمدی» عضو دیگری شورای روستای شاکله به روزنامه ایران می‌گوید این شرکت موافقان و مخالفان دولتی هم دارد: «فرماندار موافق واگذاری زمین‌ها به این شرکت نیست اما بخشدار موافق است.» او می‌گوید 15 جوان روستا وام گرفته‌اند و دام خریده‌اند اگر این زمین‌ها را به شرکت دانش بنیان واگذار کنند این جوانان چطور می‌توانند وام‌های خود را پس بدهند؟ این گوسفندان را در میان این همه ساخت و ساز برای «چرا» به کجا ببرند؟ جوانانی که نامه‌های بسیاری را به فرمانداری، جهادکشاورزی، اموراراضی، محیط زیست و بخشداری نوشته‌اند و پرسیده‌اند چرا اراضی ملی را به راحتی به هر متقاضی واگذار می‌کنید؟ به گفته یکی دیگر از اهالی این روستا یکی از موافقان این واگذاری هم یک نماینده مجلس است که برادرش جزو متقاضیان واگذاری زمین است.

باجناق یکی از افراد ذی نفوذ شهر نیز از دیگر متقاضیان واگذاری زمین در میانکاله است که البته اسم او و برادر نماینده به رسم امانت از گزارش حذف شده است. یکی دیگر از متقاضیان زمین‌های منطقه هم از پرورش‌دهندگان شترمرغ است که آن طور که «سیده مریم رستم کلایی» وکیل دادگستری به خبرنگار ما می‌گوید 16 پرونده شکایت همزمان از او در دادگاه‌های مختلف درجریان است. او خود بررسی سه پرونده از این فرد را به عهده دارد. این فرد تنها در یک پرونده از افراد بسیاری پول گرفته تا به آنها بچه شترمرغ تحویل دهد اما امروز و با گذشت 4سال از آن ماجرا نه به آنها شترمرغی تحویل داده نه پول آنها را برگردانده است. آن طور که رستم‌کلایی می‌گوید این فرد یک دانشجوی ساده بود که دامپزشکی خوانده است.

با واسطه وارد بازار کار می‌شود و کم کم دم و دستگاهی برای خود به هم می‌زند. حالا هم زمینی که او برای پرورش شتر مرغ گرفته توسط دادگستری توقیف شده است. یکی از جوانان روستا هم می‌گوید: «خیلی از این افراد معمولاً طرح‌های مرتبط با بخش کشاورزی ندارند، معمولاً چند اختراع صنعتی را تحویل می‌دهند تا وام بگیرند.

یکی از شروط بانک‌ها برای پرداخت وام هم مشخص بودن زمین محل اجرای طرح‌های یاد شده است.» همین پروسه روشی می‌شود برای افرادی که پول و نفوذ دارند و می‌توانند عرصه‌های ملی را به تصرف خود درآورند. به گفته رستم کلایی اختراع و ابداع افرادی که به دنبال زمین‌های روستای شاکله هستند هم در حوزه کشاورزی نیست بلکه الکترونیک است، با وجود این به دنبال زمین‌های حاشیه تالاب هستند. به گفته رستم کلایی این شرکت درحال حاضر 72 هکتار از زمین‌ها را می‌خواهد اما او و سایر اهالی روستا شک ندارند همین که پای دانش بنیانی‌ها یا هر شرکت دیگری به زمین‌ها برسد، باید فاتحه تمام هزارهکتار اراضی موجود را خواند.