دیده بان میانکاله

وبلاگ شخصی حر منصوری

درخواست واکنش رسانه ای نسبت به این نوع تصمیمات
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٥  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

ازفعالین مدنی و کنشگران حوزه محیط زیست انتظار میرود  نسبت به نظرات نمایندگان مجلس که بیشترین تاثیر پذیری را نسبت به کنشهای اجتماعی دارند و تصمیماتشان میتواند بر روی سیاستهای نظام و قوانین در دراز مدت موثر باشد واکنش نشان دهند . 

امروز بحث حفظ جنگل به مباحثی چون آب ،هوای سالم،روزدخانه سالم،سلامتی روحی جامعه،منابع طبیعی کشور بسته است و بیش از هر حرکتی میبایست مراقب اینگونه کوته فکری ها در بین مسئولین و وکلای ملت بود . 

مصاحبه های کارشناسان،پیگیری خبرنگاران و رسانه های زیست محیطی ،مذاکره و گفتگو با نمایندگان میتواند راههای موثر در پیشگری از این نوع اتفاقها باشد . 

متن مصاحبه را حتما بخوانید .

http://icana.ir/Fa/News/279164


کشف یک باغ پرندگان شخصی در شاندیز مشهد ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ پایگاه خبری دیده بان مح
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٦  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی



 ۲۵ اسفند ۱۳۹۳

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: به دنبال کسب اطلاعاتی مبنی بر ایجاد یک باغ پرندگان شخصی و مخفیانه در شهرستان طرقبه شاندیز و قاچاق انواع پرندگان وحشی از این طریق، نیروهای یگان محیط زیست پس از هماهنگی با دادستان و اخذ نیابت قضایی وارد محل مربوطه شدند.
……………………….تصاویر: باغ پرندگان خانگی کشف شده در شهرستان طرقبه شاندیز مشهد
 
رئیس حفاظت محیط زیست طرقبه شاندیز در این باره گفت: در جریان بازرسی از این مکان ۲۰۱ عدد انواع پرندگان وحشی آبزی و کنار آبزی شامل فلامینگو، قو، پلیکان، تنجه، خوتکا، آنقوت، غاز خاکستری، اردک سیاه کاکل، چنگر، اردک سرسبز، پرستوی دریایی، خوتکا ابرو سفید، باکلان و خروس کولی کشف گردید.
مرتضی شیرزور اظهار داشت: متاسفانه ۳۹ عدد از پرندگان به دلیل شرایط نامناسب نگهداری تلف شده بودند و ۱۶۲ پرنده نیز زنده بودند.
 
همچنین تعداد ۱۰ عدد انواع پرندگان تاکسیدرمی شده نیز از این مکان کشف و ضبط گردید.
رئیس حفاظت محیط زیست طرقبه شاندیز گفت: طی هماهنگی صورت گرفته با دادستان مجتمع قضایی بینالود، پرندگان زنده جهت تیمار و نگهداری به محل مناسبی منتقل شدند.
مرتضی شیرزور اظهار داشت: در این رابطه دو نفر متهم بازداشت شده و پس از تشکیل پرونده تخلف به مراجع قضایی معرفی شدند.


طبق دستور رهبری با معترضان به جنگل ها و منابع ملی برخورد کنید
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

طبق دستور رهبری با معترضان به جنگل ها و منابع ملی برخورد کنید


تاریخ درج خبر :۱۳۹۳/۱۲/۲۴
در پی بیانات مهم مقام معظم رهبری در دیدار با مسوولان و فعالان محیط زیست کشور، ستاد مردمی حفاظت از طبیعت شاهرود طی بیانیه ای خطاب به رییس مجلس شورای اسلامی و  رییس سازمان جنگلها و منابع طبیعی و آبخیزداری کشور از آنان خواستند تا طبق دستور رهبری با متخلفان برخورد کنند. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:  

به نام رویاننده جنگل های هیرکانی

از این پس مردم باید قضاوت کنند که کدام دستگاه ها به وظیفه خود برای حفظ محیط زیست عمل می کنند و کدام دستگاه ها برای حفظ محیط زیست تلاش و اقدام لازم را انجام نمی دهند. مقام معظم رهبری 17 اسفند ماه 1393

جناب آقای دکتر علی لاریجانی، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
جناب آقای دکتر خداکرم جلالی، ریاست محترم سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور
با سلام
بیانات اخیر مقام معظم رهبری در رابطه با ضرورت هرچه بیشتر صیانت از منابع طبیعی و محیط زیست بویژه نگرانی و ناراحتی عمیق ایشان در مورد تاراج جنگل های هیرکانی ایران از یک سو قلب همه دوستداران منابع طبیعی ایران را فشرد و از سوی دیگر نور امید را بر دل های خسته ولی امیدوار تاباند. عمق فجایع زیستی از جمله هجمه سنگین به بقایای جنگل های هیرکانی ایران و پدیده شوم زمین خواری و تغییر کاربری اراضی جنگلی چنان است که مقام معظم رهبری را بر آن داشت تا به آشکارترین شکل ممکن از مسولین امر در این حوزه گلایه نمایند. اکنون که ایشان در کنار پرداختن به انبوه مسایل مدیریتی کشور، مساله جنگل ها و ضرورت حفاظت هرچه بیشتر از این ثروت های خدادادی را نیز در سرلوحه نگرانی ها و دغدغه های خویش گنجانده اند، ضرورت دارد تا یک بار دیگر سازمان ها و نهاد های متولی امر، موضوع توقف ده ساله بهره کشی از جنگل های هیرکانی کشور را در کوتاه ترین زمان ممکن در دستور کار خود قرار دهند.
ستاد مردمی حفاظت از طبیعت شاهرود که ده سال در برابر همه هجمه ها و تهدیدات جنگل باستانی ابر پایداری کرده و مانع از تخریب جنگل و احداث این جاده شوم گردیده، بر خود لازم می داند تا ضمن ابراز تشکر و قدردانی از بیانات اخیر مقام معظم رهبری، تبعیت قاطع خود را از مواضع اصولی ایشان در قبال مقوله جنگل و منابع طبیعی و محیط زیست اعلام نماید.
در همین راستا از سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور به عنوان عالی ترین نهاد مسول صیانت و نگاه داری از جنگل های ایران و همچنین از اعضای محترم فراکسیون محیط زیست و توسعه پایدار مجلس شورای اسلامی که یاری گر جنگل ابر بوده اند در خواست عاجل داریم تا؛
1.با نصب العین قرار دادن هشدارها و ابراز نگرانی های مقام معظم رهبری، " توقف طرح های جنگل داری را در حوزه جنگل های خزری" مورد بازبینی قرار داده و با تصویب و اجرای قوانین لازم، ضمن عمل به رهنمودهای ایشان گامی اساسی در راه صیانت و پاسداری از آخرین بقایای جنگل های هیرکانی ایران بردارند. چرا که جنگل های شمال ایران دیگر رمقی برای بهره برداری حتا اصولی و علمی ندارند و عدم اجرای موفق طرح خروج دام از جنگل و کاهش نزولات آسمانی طی سال های گذشته که بر اساس پیش بینی ها تا چندین دهه دیگر هم ادامه خواهد داشت، رویش و زایش طبیعی گونه های جنگل های هیرکانی شمال را با مخاطره جدی مواجه ساخته است. لذا ضروریست تا این ثروت ملی و نعمت الهی برای تنفس و بازسازی آسیب های وارده به خود طی سال های گذشته از بند طرح های جنگل داری و ... رهایی یابد. بی شک چنین اقدامی برای همیشه تاریخ در اذهان ملت ایران و کتاب افتخارات تصمیم گیران و مجریان این قانون مترقی ثبت و ضبط خواهد شد.
2.مقوله زشت و نکوهیده زمین خواری که امروز به لیست طویل بلایای طبیعت و محیط زیست ایران افزوده شده و طبق فرمایش مقام معظم رهبری از زمین خواری به کوه خواری بدل گردیده، به هیج وجه زیبنده کشور و فرهنگ و تمدن غنی ما نیست. از مسولین امر در این حوزه تقاضا مندیم تا با اجرای دقیق تر از پیش قانون، برای همیشه راه را بر این گونه تعدیات به ثروت های ملی و انفال مسدود نمایند.
3.گروهی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی را که طی ماه های اخیر سنگین ترین هجمه ها را نثار سازمان ها و دستگاه های حامی ثروت های طبیعی ملت ایران کردند و طرح هایی غیر کارشناسی همچون ادغام سازمان حفاظت محیط زیست در وزارت جهاد کشاورزی را تدوین نموده و با امضای توماری خطاب به رییس جمهور خواستار احداث جاده غیر ضروری جنگل ابر شده و مدام محیط زیست را محیط ایست می نامند را دعوت می کنیم تا یک بار دیگر بیانات اخیر مقام معظم رهبری را اندیشه کنند و در تغییر ذهنیت و نگرش خود به مقوله منابع طبیعی و محیط زیست تجدید نظر اساسی نمایند.
در پایان یک بار دیگر همه تصمیم سازان و متولیان امر را دعوت به تامل و تعمق در این بیانات می کنیم؛
"دستگاه های مسول باید قاطعانه با تعدی به جنگل ها به هر بهانه ای اعم از هتل سازی و جذب گردشگر و ساخت حوزه علمیه و برخی توجیهات به ظاهر قابل قبول مقابله کنند."
http://zaminonline.ir/shownews.aspx?nid=4693


ایران مرز مهمان نوازی
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٢  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

دیروز برنامه سمیرافلاح عزیز و همسرش محمد رضا افشاری دوست داشتنی تحت عنوان  ایران مرز مهمان نوازیشروع شد .

در این برنامه سعی خواهند کرد با سفری 40 روزه به روستاهای مرزی ایران از مهمان نوازی ایرانیان مستنداتی را تهیه کرده و مطالبی را به رشته تحریر در آورده و نهایتا  تحت همین عنوان در میراث معنوی غیر ملموس جهان ثبت کنند .

در این راه به کمک و تشویقهای ما نیاز دارند تا بتونند کارشان را به بهترین شکل به انجام برسانند .

سمیرا و محمد رضا در روز اول سفر دوستانمون افتخاری نصیب من و خانوادم شد تا میزبان این دو همکار بزرگوار باشیم .

حرفهای شیرینی رد و بدل شد و ما از حضور این عزیزان مسرور شدیم .

در این میان چیتبالها هم از فرصت بدست آمده برای معرفی خودشان،زیستگاهشان و همچنین درد دلهایشان استفاده کرده و پابپای دوستان به نواحی مرزی وطن سفر خواهند کرد .

سمیرا ،محمد رضا و چیتبالها محبت کردند یک لوح تقدیر،یک تیشرت زیست توپ، شیرینی و حلوا شکری مهمانمان کرده که کلی هم ممنونیم .

برای این مسافران عزیز آرزوی موفقیت داشته و خواهش من از شما دوستان عزیز این این است که سمیرا و محمد رضا را تنها نگذارید .

پیمان شریف رضوی عزیز دیروز و امروز این دو بزرگوار را همراهی کردند که از ایشان هم بخاطر همیشه در صحنه بودن متشکریم . 

حر منصوری

دیده بان میانکاله

سایت سمیرا و محمد رضا 


چرا پروانه ها از ما با هوش ترند؟
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱٦  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

چرا پروانه ها از ما با هوش ترند؟



"صحنه اول:
غروب 15 خرداد 1381 در منطقه ی آلمه در پارک ملی گلستان مشغول تحقیق بودم که صحنه ای غیر عادی توجه ام را به خود جلب کرد. وقتی به آن نزدیک شدم در کمال ناباوری شاهد اجتماع 13 پروانه در اطراف یک گل بودم. تقارن وصف ناپذیری که خلق آن تنها از هنرمندی خالق بر می آید. این صحنه درسی بزرگی بود که از حشراتی آموختم که مغزشان صد ها بار کوچکتر از ما آدمیان است.
زندگی این پروانه ها چه در مرحله ی لاروی و چه در مرحله ی بلوغ به گیاهان وابسته است. آن ها می دانند اگر گیاهان نباشند حیاتشان رو به فناست. به همین دلیل هیچگاه در خوردن شهد اسراف نمی کنند و هر بار که روی گلی می نشینند گرده ی آن گل را به گل های دیکر منتقل می کنند، تا گل بتواند دانه تولید کند. جالب آن است تعداد گل هایی که گرده هایشان توسط حشرات منتقل می شود ده ها برابر نیاز حشره به شهد گل است. پروانه خوب می داند که اگر امروز گل را گرده افشانی نکند در آینده فرزندانش محکوم به مرگ خواهند بود.

صحنه دوم :
غروب 18 اردیبهشت سال 1385 باز هم در پارک ملی گلستان، کمپینگ گلزار، مجاور موتور برق شرکت های راه سازی، انبوه پروانه های مرده ای که نورِ نور افکن کارگاه آن ها را فریب داده بود ویکی پس از دیگری در اثر حرارت و آلودگی شدید موتور و نشتی گازوئیل مرده بودند. دیدن آن صحنه ی دلخراش ، نفرت انگیز بود. امّا چون من حشره شناس نبودم نمی توانستم تشخیص دهم چه پروانه های با ارزشی جانشان فدا شده است. ولی آنچه باعث دلسوختگی ام شد گل هایی بودند که فردای آن روز پروانه ای برای افشاندن گرده هاشان آن ها را ملاقات نمی کرد.
پس از گذشت سه دهه مسافرت مداوم به پارک ملی گلستان و تحقیق در جای جای پارک زنجیره ی حوادث تلخی که بر این پارک گذشت، کابوس وار در برابر دیدگانم مرور می شود، حوادثی چون سیل های پی در پی و نابودی جنگل های رود خانه ای و متعاقب آن پاک تراشی آنچه در مسیر بود؛ و نیزکشتار بی رحمانه ی حیات وحش، آتش سوزی های مکرّر، شخم زنی دشت میرزابایلو ، نابودی کامل منطقه دشت شاد در اثر چرای گسترده دام ها و تبدیل پارک ملی گلستان به جولانگاه مخربین طبیعت توسط شرکت های راه سازی که چنان بی رحمانه گلستان ایران را نشانه گرفته اند که باید از ادیبان فرهنگستان زبان و ادب فارسی خواست واژه ی گلستان را با گورستان طبیعت جایگزین کنند.
امّا پس از این همه، آنچه این روزها دوباره مرا در اندوه گلستان فرو برد، کشته شدن سه پلنگ طی دو ماه در اثر تصادف با ماشینهای عبوری بود. سال 1385 که اوج جاده سازی بود و بسیاری از متخصصان تلاش کردند که از ساخت جاده غیر قانونی جلو گیری کنند، مشاور وزیر راه و ترابری ومجری پروژه ی احداث جاده ی پارک ملی گلستان در مصاحبه رادیویی در خواست جمع کثیری از استادان دانشگاه جهت اجرای یک مصوبه ی قانونی دولت را با این مضمون که "یک حشره شناس نباید در امور جاده سازی دخالت کند"، سعی در تحقیر آنها داشت. این گفته ایشان مرا خیلی آزرد، نه از بابت آنکه حشره شناس بودن بد است، بلکه از این بابت که افسوس خوردم که ای کاش خداوند عمر دیگری به من می داد تا می توانستم حشره شناس شوم. زیرا بسیار دوست دارم بدانم چگونه یک حشره با آن مغز کوچکش می فهمد که برای زیستن پایدار، باید در عمر کوتاهش تا می تواند برای حفظ گلی که تأمین کننده ی شهدش است بکوشد. امّا ما آدمیان با مغز بزرگمان آن قدر کوچکیم که تیشه به ریشه ی طبیعتی می زنیم که یک درختش کافی است تا یک سال اکسیژن مورد نیاز تنفس اعضای یک خانواده ی چهار نفره را تأمین کند ودر عین حال بیست و چهار کیلو گرم دی اکسید کربن را از هوا خارج سازد.
با خود می اندیشــــــم وقتی پروانه ها بر فراز دره پارک ملی گلســـتان پر می زنند ، به ما آدمیان می خندند که چگونه است جاده ای که سه بار در اثر سیل نابود شده و صد ها نفر از همین آدمیان جان خود را در آن از دست دادند، چرا باز هم باید در همین جا ساخته شود؟ و تازه اگر اعتراضی شد آن ها را حشره شناس خطاب کنیم! آری، حشرات خواهند گفت که شما ما را نمی شناسید!
امروز که یکی یکی جانوران نادر این سرزمین با مردمان صبورش در این جاده ها تلف می شوند، فقط به این مهندسان دلشیفته بتن و میلگرد می گویم: اگر همه ی ما را هم "حشره" خطاب کنید به اندازه ی یک حشره حق زیستن داریم، حق تنفس داریم، حق داریم در اثر سیل در جاده ای که شما می سازید با خانواده مان در زیر گل و لای دفن نشویم. این حق نه از آن ما، که از آن هر جنبنده ای است که خداوند آفریده است.
میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است

اعتماد 7 خرداد 1393

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2958827

 


"قنات"راهکار نجات
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٦  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

«قنات»، راهکار نجات

 

نویسنده: حسین آخانی*

 

من چون در روستا متولد و بزرگ شده ام، از بچگی با کشاورزی و آب رابطه داشتم. حتی تا زمان رفتن به مدرسه، آب آشامیدنی ما از آب جوی قناتی تامین می شد که از وسط حیاط مان می گذشت. 34سال پیش من 15ساله بودم و دوسال بود انقلاب شده بود. در همان سن علاقه شدیدی به نوشتن داشتم. دوران انقلاب بسیاری از جوانان و نوجوانان را با کتاب خواندن، شعرسرودن و حتی روزنامه نگاری آشنا کرد. من تازه به دبیرستان رفته بودم. تنها نشریه ای که در اراک منتشر می شد، هفته نامه سروش استان مرکزی بود. من به آنجا راه پیدا کردم و اولین مقاله خود را در 15سالگی نوشتم: «قنات ها در معرض خطرند.» متاسفانه متن آن را پیدا نمی کنم. خیلی دلم می خواست امروز که کشور گریبان گیر بحران آب شده است، آن را مجددا منتشر می کردم. شاید خواندن دغدغه های یک بچه روستایی که 34سال پیش خطر تخریب مهم ترین سازه پایدار آبرسانی در ایران را احساس کرده بود، حتی برای خودم هم خواندنی باشد. امروز بزرگ شده ام، ولی بازهم همان دغدغه ها را دارم، به خصوص که به واسطه شغلم آب و گیاه بخش جدانشدنی زندگی من است. این روزها بزرگ ترین مقام مسوول آب کشور، زبان به بیان گوشه ای از حقایق صنعت آب گشوده است. اینکه سدهایی که ساخته شده باعجله بوده است، اینکه کشور در شرایط سختی است، اینکه توسعه کشاورزی به این شکل، ناپایدار و غلط بوده است، اینکه ما دریاچه ها و تالاب هایمان را یکی یکی خشک کرده ایم.

در یک کلام: اعتراف به بی تدبیری در صنعت آب! موضوعی که سال هاست فعالان محیط زیست و دانشگاهی ها، تحت عنوان «مافیای سدسازی» به آن اشاره کرده بودند. یادم می آید وقتی ما در مقابل مسوولان و مهندسان وزارت نیرو همین حرف ها را می زدیم (از جمله یکی از معاونان آقای وزیر) ما را متهم به احساسی بودن می کردند. همیشه می گفتند که ما برای رساندن آب به مردم چاره ای جز سد سازی نداریم و چون دانش و اطلاعات ما محیط زیستی ها ناچیز است آنها را بی خود مورد نقد قرار می دهیم. حال شاهدیم که سدها یکی یکی خالی می شوند، دریاچه ها یکی یکی خشک می شوند، خانه هایی که یکی یکی در شهرها ساخته می شوند معلوم نیست با کدام آب پذیرای ساکنان جدید خواهند بود. وقتی به جناب شهردار اعتراض کردیم در این شرایط بی آبی ساخت دریاچه بزرگ در تهران اشتباه است، نه تنها به ما پاسخی ندادند، بلکه دستور داد در کوتاه ترین زمان ممکن ساخته شود و هزاران مثال بی شمار که در جای جای ایران رخ داده است. تاریخ ما نشان داده است که به ندرت کسانی که مسبب این همه بی تدبیری شده اند مورد مواخذه قرار گیرند. خیلی از آنها کم کم رنگ عوض می کنند و تقصیرها را به گردن مثلافلان نماینده مجلس، فلان مسوول بانفوذ و سران قبلی دولت یا جناح سیاسی می اندازند تا باز هم با پیشنهادات غیرمعقولانه از عواید پروژه های سخت افزاری آب بهره مند شوند. اما چاره چیست؟ به عقیده من در این کشور خشک تنها یک راه وجود دارد. همان راهی که چندین هزارسال مردمان ایران زمین آن را یافته اند و تا نیم قرن اخیر باعث پایداری قدیمی ترین تمدن جهان در پیچ های پرفرازونشیب سیاسی و اقلیمی شده اند. قنات یکی از هوشمندترین اختراعات بشر برای زندگی پایدار در کشوری است که از نظر اقلیمی به شدت ناپایدار است. قنات بدون کوچک ترین صرف انرژی، مازاد آب زیرزمینی را به سطح زمین منتقل می کند. قنات آب را در معرض تبخیر قرار نمی دهد. درباره قنات، صدها جلد کتاب و مقاله نوشته شده است. فکر نمی کنم درک قنات برای مهندسان ما کار دشواری باشد. شاید دشوارترین بخش قنات آن است که برای مرمت، توسعه و احداث آن نمی توان سالی شش میلیارددلار از بودجه مردم را در مجلس و دولت تصویب کرد و به همین دلیل جاذبه ای برای غول های صنعت آب ندارد. شاید بتوان تدبیری اندیشید تا این جاذبه ایجاد شود، مثلابه هر مهندس قنات ماهی صدمیلیون تومان ریسک سقوط در چاه داد، یا دیواره چاه ها را با سنگ مرمر ایتالیایی تزیین کرد و صدها روش دیگر که بالاخره دست از این پروژه های ویرانگر سد سازی و انتقال آب بردارند. هرچند نگارنده متهم می شود که نوشته اش بوی علم نمی دهد، اما این فقط آیند گانند که قضاوت می کنند، آیا علم چندهزارساله مردمانی که در خشک ترین نقاط ایران امتحانش را پس داده؛ درست است یا علم وارداتی 50ساله ای که اتفاقا پدیدآورندگان آن دیگر به آن اعتقادی ندارند؟

*استاد دانشگاه تهران

 

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2956419

 

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10152214768605808&set=a.383888610807.166855.605850807&type=1&theater

 


فوتبال،یوز،محیط زیست
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٤  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

کشمکش های اخیر بین تعدادی از فعالان محیط زیست ایران و فدراسیون فوتبال بر سر درج نشان یوزپلنگ آسیایی بر پیراهن فوتبالیستهای تیم ملی ایران در بازی های جام جهانی برزیل من را بر ان داشت تا این نوشتار را دردمندانه بنگارم اگرچه در جمع های کوچک خصوصی از چند ماه پیش بدان پرداخته بودم .فکر تبلیغ به نفع حیات وحش ایران از طریق جام جهانی فوتبال توسط فعالان محیطزیست و فرهنگ دوستان این کشور از ابتدا به نظر من که از قضا دستی هم در ورزش های همگانی و محیط زیست دارم انتخاب صحیحی نبود. البته احترام می گذارم به قصد و تلاش طراح آن یعنی همکارعزیزم آقای آرش نوراقایی همچنین مدافعان صادقش. اما آیا صنعت فوتبال نسبتی با محیط زیست دارد؟
خوش بود تا محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
حافظ
در اینجا لازم است اندکی در رابطه با صنعت فوتبال - که متاسفانه فعالان محیط زیست ایران رهین منت آن شدند تا قدمی را برای محیط زیست کشور خود بردارند- توضیحاتی را بیان کنم که شاید برای کثیری از هموطنانم تازگی داشته باشد.
امروزه ورزش حرفه ای در دنیا و به طور مشخص صنعت فوتبال - می گویم صنعت یعنی اینکه فوتبال دیگر ورزش نیست یک صنعت و بنگاه اقتصادی عظیم است- به جایی رسیده است که دیگر ورزشکار تربیت نمی کند. مفهوم این جمله این است که این صنعت تعداد معدودی فوتبالیست حرفه ای ( که نه تنها از نظر جسمی سالم نیستند بلکه شدیدا آسب دیده اند) تولید می کند و در عوض می خواهد میلیاردها نفر تماشاچی تربیت کند تا هزینه های سرسام آور فعالان آن را اعم از باشگاه داران، دلالان، مربیان، سرمایه گذاران،شرکت های تبلیغاتی و حتی سیاست مداران را تامین کرده و انها را به سودهای افسانه ای برساند.
امروزه صنعت فوتبال در پی آن نیست که مردم حتی پایی به توپ بزنند تا ورزش کنند و سالم بمانند زیرا که مردم را صرفا تماشاچیانی می داند که می بایست فقط وفقط برایش خرج کنند و این دقیقا در منافات با ورزش های همگانی است که به دنبال آن است که سلامت عمومی جامعه با فعالیت های سبک ورزشی ارتقاء یابد.
بیماریهای ناشی از فقر حرکتی که تنها چند نمونه آن بیماریهای قلبی – عروقی، دیابت و افسردگی می باشد هزینه هایی چنان سنگین بر جوامع بشری تحمیل کرده که در تاریخ بشری بی سابقه بوده است. با صرف همین هزینه ها می توان محیط زیستی بهتر داشت و رفاه بشری را ارتقاء بخشید و این در حالیست که پیشگیری از صرف چنین هزینه هایی تنها با ورزش سبک روزانه ممکن می شود (بعلاوه شرایط دیگری از جمله تغذیه سالم و داشتن نشاط) .
انسان به عنوان عضوی از اکوسیستم می بایست سالم باشد تا فشار خود را از روی همان اکوسیستم بردارد و این همان چیزی است که ورزش های همگانی به ان می پردازد و البته صنعت فوتبال خیر. بگذریم از مافیای جهانی فوتبال که هرزگاهی نشانه هایی از آن را در مطبوعات و حتی فیلم ها و سریال ها می توان یافت.
حال سوال من این است صنعتی که میلیارد ها میلیارد ثروت بشری را می بلعد تا عده اندکی را ثروتمند کند در حالیکه این مبالغ می تواند صرف حفاظت از محیط زیست شود ایا لیاقت آنرا دارد که کاسه گدایی در دست گرفته و به خاطر هر پیراهن تنها یک یورو بدان متوسل شویم تا به پوزپلنگ ما کمک کند.
بیشترین توجیهی که در این رابطه شنیده و خوانده ام این است که: این فرصتی است که مردم جهان و بویژه ملت ایران با وضعیت شکننده حیات وحش خود آشنا شوند. متاسفانه باید بگو.یم این شبیه همان توسل عیاران به کاری غیراخلاقی است برای رسیدن به هدفی مفید که از ابتدا خطاست و این تجربه ای است که در جهان بارها آزموده شده است.
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون بباید کشید از این ورطه رخت خویش
حافظ
به عنوان نمونه شرکت نفتی شل که از اصلی ترین متهمان آلودگی های نفتی در دریاهای آزاد می باشد برای پاک کردن وجهه خویش حتی به طراحی شهرکی زیست محیطی اقدام نموده است اما از سوی فعالان آگاه جهانی محیط زیست این طرح مردود اعلام شده است.
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
حافظ

خوشمزه اینجاست که فدراسیون فوتبال ایران حتی به پیراهنی یک یورو کمک هم راضی نیست. در اینجا به یاد مستند پر اثر مایکل مور می افتم که در آن از یکی از بالاترین مقامات شرکت نایک (غول لوازم ورزشی) خواسته بود که در جلوی دوربین برای کمک به فقرا مبلغی را اختصاص دهد و آن شخص تنها 100 دلار پرداخت نمود!
گفت چشم تنگ دنیا دوست را یا قناعت پرکند یا خاک گور
سعدی
شاید با فشارهای مقامات یا مردم این قضیه به نوعی خاتمه یابد که آنها هر پیراهن یک یورو هم بدهند اما باید بگویم این هم به هیچ وجه ارزشی ندارد. تا کی برای تامین هزینه های حمایت از محیط زیست باید متوسل به بنگاه هایی شد که هیچ اعتقادی به منافع عمومی ندارند؟ تا کی باید فعالان محیط زیست خود را نزد چنین افرادی کوچک سازند؟ هزاران سال زندگی سرافرازانه ایرانیان در این سرزمین که با قناعت و بلند منشی همراه بوده، ما را بدان رهنمون می سازد که: حل تمامی مشکلات از خودمان و با خودمان شروع می شود. باور کنیم که محافظان اصلی محیط زیست و از جمله حیات وحش همان روستاییان، عشایر و ساکنان شهر های کوچک هستند. اگر هم در رفتار بعضی از آنان خطا و اشتباهی در رابطه با محیط زیست وجود دارد این هم ناشی از فشار سنگین فرهنگی ما شهر نشینان است که آنها را به سوی زندگی مصرفی سوق می دهیم و در نتیجه برای تامین هزینه های سبک زندگی جدید خود، بعضا به طبیعت دست درازی می کنند. بله اگر ما سبک زندگی خود را اصلاح کنیم روستاییان و عشایر ما هم به همان زندگی اصیل خود باز می گردند. همان زندگی که طی هزاران سال در آن یوزپلنگ نیز به خوبی زندگی می کرد. چاره کار در صرفه جویی و قناعت ماست که اگر بدان دست یابیم بیشتر فشار بر منابع کره زمین برداشته می شود.
آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم.
همکاری فعالان محیط زیست با صنعت فوتبال مهر تاییدی است بر خطاهای فاحش این صنعت یعنی:
1- جوانان بجای مولد بودن فوتبالیست شوند.
2- ادب، جوانمردی و منش پهلوانی ایرانی فراموش شود.
3- بودجه ای کلان را که می تواند صرف محیط زیست شود هدر دهند و میلیارد ها میلیارد هزینه بابت جام جهانی کنند که نتیجه آن جز تخریب و آلودگی چیز دیگری نیست.
4- مصرف گرایی را ترویج داده و منابع کره زمین را نابود سازند.
5- آنقدر ورزش کنند تا آسیب ببینند ( هدف ورزش که تامین سلامتی انسان است فراموش شده و به ضد آن تبدیل شود).
6- دیگران تماشاچی باشند و از بی تحرکی مریض شوند ( تماشاچی پروری).
7- توجه جامعه از موضوعات مهم و جدی از جمله محیط زیست برداشته شود و به موضوعات بی اهمیت و درگیری های بی پایان معطوف گردد.
از خیالی فخرشان و ننگ شان وز خیالی صلحشان و جنگ شان
مولوی
در عوض همه این مضرات، چه سود احتمالی را برای محیط زیست در نظر داریم؟ تنها جلب توجه مردم دنیا و ایران به یوز پلنگ و حیات وحش ایران . متاسفانه حتی در صورت چنین جلب توجهی، هیچ تناسبی بین هزینه و فایده آن وجود ندارد.
در اینجا سوالم از فعالان دلسوز محیط زیست کشورم این است که: آیا اگر صنعت دخانیت جاضر به همکاری شود، می پذیرید که تبلیغات زیست محیطی بر روی پاکت سیگار درج گردد صرفا به این دلیل که مشتریان فراوانی دارد؟ اگرچه دخانیات بصورت قانونی فعالیت می کند، قطعا استفاده از آن برای اهداف زیست محیطی نقض غرض بوده و قابل قبول نیست. یکی از شرایط داشتن تفکر اکولوژیک، مجهز بودن به دیدگاه جامع نگر است که در مقابل جزیی نگری قرار می گیرد. بطور مثال ما نمی توانیم موضوع یوزپلنگ را بصورت مجرد در نظر بگیریم و از عوامل اصلی تخریب زیست گاه ها و از بین رفتن تنوع زیستی غافل شویم. بعلاوه فعالان محیط زیست باید بدنبال یافتن و همکاری با صنایع سازگار با محیط زیست باشند، چیزی که تاکنون بدان کمتر توجه شده است.
در اینجا همه دوستان عزیزی را که به سلامتی جامعه و محیط زیست می اندیشند را به نکاتی چند توجه می دهم:
1- منظورم از بیان خطاهای صنعت فوتبال به هیچ وجه این نیست که همگی فعالان آن دارای چنین مشکلاتی هستند. افراد شریف همه جا یافت می شوند. منظور ما افراد نیستند بلکه یک سیستم جهانی است.
2- جنبه همگانی ورزش فوتبال می تواند مفید باشد. توضیح اینکه ترجیح می دهیم مردم خودشان بصورت غیر حرفه ای فوتبال و بویژه فوتسال - که سبک تر است- بازی کنند تا اینکه تماشاچی آن باشند.
3- صحبت بر سر بودن یا نبودن فوتبال نیست. بحث بر سر این است که بین محیط زیست و فوتبال فعلا زمینه ای برای همکاری وجود ندارد.
4- هر زمان صنعت فوتبال داوطلبانه خواستار کمک به جامعه شد آنگاه آن را راهنمایی خواهیم کرد که از کجا شروع کند. شروع آن اصلاح خودش است.

متاسفانه بدلیل بی توجهی به فرهنگ اصیل خودمان، بسیاری از داشته های ما از جمله ورزش های ملی و بومی- محلی مان با خطر نابودی مواجه هستند. حتی بسیاری از ورزش های ما را بنام کشور های دیگری ثبت می کنند به عنوان نمونه از قضیه ثبت چوگان بسیاری از دلسوزان مطلعند. اما موارد بیشتر از این هاست که متاسفانه مشهور نیستند: بازی بومی محلی داژبال ( وسطی) که در ایالات متحده امریکا صاحب تشکیلات جهانی شده است! بازی زو که بنام کبدی در هند ثبت شده، کشتی شالی که قرقیزستان صاحبش شده، هفت سنگ که نپال به دنبال ثبت آن است و موارد دیگر. در مقابل ما در ایران چا می کنیم؟ تا می توانیم در تنور فوتبال می دمیم.
باید قبول کنیم که فرهنگ ورزشی ما فرهنگ فوتبالی فعلی نیست. مرام ورزشی ما از ایام قدیم مرام پهلوانی بوده و باید باشد. نوع ورزش آن کمتر اهمیت دارد. فرهنگ فوتبالی می خواهد همه فرهنگ ها را در خود حل کند. حتی در محاوره فارسی خود از کلماتی مانند دقیقه نود استفاده می کنیم که در زبان فارسی اصیل جایگاهی ندارد. بدین ترتیب میراث فرهنگی مان بوسیله تنها یک بازی تهدید می شود. بشر امروز نه تنها مواجه با فاجعه از بین رفتن تنوع زیستی است بلکه در معرض خطر از دست دادن تنوع فرهنگی در نقطه به نقطه در جهان است. صنعت فوتبال خود از عوامل اصلی بوجود آمدن چنین پدیده ای است.
پیشنهاد:
هیچ انتقادی بدون ارائه راه حل پیشنهادی به نتیجه نمی رسد. از آنجا که طراح استفاده از نفش یوز پلنگ آسیایی در رویداد ورزشی مزبور خود انسانی فرهنگی و فرهیخته است مطمئن هستم که به موارد دیگر در صورتی که مفید به حال فرهنگ کشورمان باشد توجه می کند. پیشنهاد می کنم که بر روی لباس ورزش های همگانی و نیز ورزش های ملی و بومی- محلی مان از این نقش استفاده گردد. در گذشته که هنوز نسل شیر ایرانی از بین نرفته بود، نقش شیر را پهلوانان ایرانی فراوان استفاده می کردند. امید اینکه این بار نسل یوز پلنگ آسیایی حفظ گردد.

آرش خیراندیش
a.kheyrandish@gmail.com

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10152214752820808&set=a.383888610807.166855.605850807&type=1&theater

 


کودک،محیط زیست،فوتبال
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۳  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

خواهش میکنم تا میتوانید در گروهای فارسی و غیر فارسی به اشتراک بگذارید تا حاصل زحمت دوستانمان بهتر دیده شود ..

32 species from the 32 countries participating in the world cup 2014 painted on the 32 parts of a ball .Hoping it will find its way all the way from Iran to Brazil and on the football field.

https://www.facebook.com/pages/Children-Environment-Football/229265667277248?fref=photo

 


چه کنیم وقتی فعال محیط زیست را کتک می زنند؟!!!
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی ، میانکاله در نشریات و خبرگزاریها

چه کنیم وقتی فعال محیط‌زیست را کتک می‌زنند!

 

کاظم نجاریون فعال محیط‌زیست

 

ما در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، کمپین‌های محیط‌زیستی بسیاری داریم و در عرصه عمل هم «ان‌جی‌او»‌هایی با این مضامین فعالیت می‌کنند و جلساتی هم تشکیل می‌دهند. ولی در ‌سال گذشته تا آن‌جا که من اطلاع دارم، کاری که موثر و قابل‌ذکر باشد را نمی‌توانم نام ببرم و این ممکن است به این خاطر باشد که کسی به حرفشان گوش نداده یا این‌که خودشان فعالیتی نکرده‌اند و بیشتر فعالیتشان روی کاغذ و درحد جزوه بوده است و کار عملی موثری که سرتاسر ایران را شامل شود، ندیده‌ام. البته این را هم باید ذکر کرد که این‌طور نیست هیچ‌کسی کاری انجام ندهد.

کارهایی که صورت می‌گیرد بیشتر به صورت یک‌نفره یا چند نفره انجام می‌شود ولی درمورد مسائل زیست‌محیطی مانند دریاچه ارومیه بسیاری از کارهایی که انجام شده توسط سازمان‌های دولتی صورت گرفته است و اینها چیزهایی بوده که بودجه صرف آنها شده و «ان‌جی‌او»‌ها زورشان نرسیده که کاری انجام دهند؛ به‌طور مثال استانداری تصویب کرده که در جایی مسیر رودخانه را کج کنند و مردم هم اعتراض کرده‌اند ولی خواسته‌هایشان به جایی نرسیده و این اعتراضات قدرتی برای جلوگیری از این اتفاقات ندارند.

یکی از دلایلی که می‌توان برای عدم کارآمدی این فعالیت‌ها نام برد، این است که بحث محیط‌زیست در ایران جدید است و از طرف مردم هم حمایت نمی‌شود. به‌طور مثال در شمال کشور بخش میانکاله قرار است پالایشگاهی در مجاورت تالاب که محل مهاجرت پرندگان است، تاسیس کنند و در همین رابطه «ان‌جی‌او»‌ها و فعالان محیط زیست در شبکه‌های اجتماعی اعلامیه دادند و در آن‌جا اعتراض کردند اما بعد مردم همان منطقه با کسانی که اعتراض کردند، برخورد کرده و گفتند که شما به این قضیه چه کار دارید و با اجرای این پروژه قرار است که در این منطقه کار تولید شود. البته که طرف مقابل هم حق دارد و وقتی پای درد دل آنها می‌نشینید، آنها از این گلایه دارند که بچه‌هایشان که تحصیلکرده و فارغ‌التحصیل دانشگاه هستند در خانه نشسته‌اند و در این شرایط که آنها بیکار هستند کسی به این کار ندارد که فلان پرنده از روسیه مهاجرت کرده یا بهمان حیوان در خطر انقراض است و پالایشگاه قرار است که این‌جا را آلوده کند، مهم این است که بچه‌های ما سر کار بروند. یکی از دلایل مهم دیگر نیز همین ناآگاهی مردم نسبت به محیط‌زیست است و دیگر این‌که مشکلات به‌خصوص اقتصادی اجازه توجه مردم به مسائل زیست‌محیطی را نمی‌دهد.

به نظر من به‌ویژه با تجربه‌ای که در کشور‌های دیگر نظیر آلمان و آمریکا داشته‌ام، تنها با فرهنگ‌سازی و آگاهی‌رسانی می‌شود توان فعالیت‌های مردمی در حوزه محیط‌زیست را بیشتر کرد. ما باید درخت را از ریشه‌اش تقویت کنیم. مثلا با آگاهی‌رسانی زیست‌محیطی و فرهنگ‌سازی، کسانی را که در میانکاله فعالان محیط‌زیست را کتک می‌زنند پشت‌سر فعالان محیط‌زیست ببریم. و این‌گونه است که این افراد با خودشان فکر می‌کنند با این‌که با تأسیس این پالایشگاه پسر من سر کار می‌رود ولی به جای آن بچه‌اش به خاطر استفاده از آب آلوده سرطان می‌گیرد. این کار را تنها با فرهنگ‌سازی و آموزش به شهروندان می‌توان انجام داد.

http://shahrvand-newspaper.ir/default/page.aspx?d=01&m=03&y=93&dn=5&no=288&pid=26182

 


کودک،محیط زیست،فوتبال
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٧  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی ، کودک،محیط زیست،فوتبال

برای داشتن جامعه ای پویا و سالم که پایبند به اصول و ارزشهای انسانی است می بایست نسلی را پرورش داد که از سلامت روحی و جسمی مناسب برخوردار باشند چنین جامعه ای نه تنها خود کمترین مشکل را در مواجه با عوامل بیرونی و طبیعت خواهد داشت بلکه بعنوان الگویی برای سایر جوامع خواهد بود برای نیل به این هدف اولین و موثرترین روش آموزش است آن هم از کودکی به گونه ای که بسیاری از ارزشها در فرد نهادینه شود.

در این میان سالهاست که دوستانمان در جامعه محیط زیست دست به اقدامات اموزشی زده اند و به حق بسیاری از آنها در این راه موفق بوده اند از جمله آرش نورآقایی عزیز که با پیشنهاد پوزپلنگ آسیایی بعنوان نماد پیراهن تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات جام جهانی2014برزیل به شناساندن گونه های حیات وحش و لزوم حفاظت بیشتر از آنها پرداخته است.

گزارش زیر از سایت ایشان در مورد  فاز اول پروژه"کودک،محیط زیست،فوتبال"که جمعه گذشته 26اردیبهشت برگزار شد،است.شما را دعوت به خواندن و لذت بردن از آن میکنم.

با سپاس

حر منصوری دبیر انجمن دیده بان میانکاله

http://nooraghayee.com/?p=25750

 


دیدار خانواده قاتل و مقتول منطقه حفاظت شده "دنا"بعد از 4سال
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٦  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

 

http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=386&pageno=14

دیدار خانواده قاتل و مقتول منطقه حفاظت‌شده «دنا» بعد از 4 سال

آشتی در «بادنگان»

جواد حیدریان: چهارم اردیبهشت که کوهسار دنا به مخمل علفزارهای سردسیری سبز می‌شد، درنگی بود تا رخت سیاه از تن دو طایفه در بویراحمد به در‌آید و بعد از چهارسال کدورت و جدایی، دو ایل گرد یک اجاق جمع شوند و به رسم کهن الگوهای عشایر، سرود صلح بخوانند. چهارم اردیبهشت امسال چراغ امید در دل خانواده غلامحسین خالدی و جامعه نگران سرنوشت محیط‌بان‌های دنا، روشن شد چراکه خانواده بزرگ مرحوم «محمد پایه‌گذاران» - شکارچی‌ای که در دنا کشته شد- اجازه دادند خانواده خالدی برای عرض تسلیت با آنها دیدار کنند. این اتفاق یعنی آغاز بخشش و تکریم فرهنگی که نمی‌خواهد خون را با خون بشوید! غلام محمد برادر غلامحسین خالدی درباره دیدار روز پنجشنبه دو خانواده می‌گوید: «دیداری یک‌ساعته در روستای «بادنگان» با ریش‌سفیدی بزرگان صورت گرفت و ما برای عرض تسلیت خدمت خانواده محترم پایه‌گذاران رسیدیم.»او می‌گوید: «مادرم دست پدر آقای پایه‌گذاران را بوسید. حتی همسر آقای خالدی هم در مراسم حضور داشت. همه‌چیز در نهایت حرمت بود آنطور که عرف ایل طلب می‌کرد. بزرگان نیز پا پیش گذاشتند. حجت‌الاسلام موسی اعظم امام‌جمعه موقت شهر یاسوج، مراتب تسلیتی را به نمایندگی از خانواده خالدی و همه آنها که نگران وضعیت محیط‌زیست بودند به خانواده پایه‌گذاران ابلاغ کرد. از سوی خانواده پایه‌گذاران نیز روحانی معظمی تسلیت را پذیرفتند و از حضور مردم تشکر کرد.»غلام‌محمد می‌گوید: «ما باید دست پر می‌رفتیم چراکه در پاسخ به این بزرگواری باید نهایت تلاشمان را می‌کردیم. 500 نفر از بزرگان و ریش‌سفیدان و معتمدان محلی در سراسر بویراحمد، خدمت خانواده مرحوم پایه‌گذاران رسیدیم. آنها بی‌اندازه به ما احترام گذاشتند. واقعا شرمنده این همه احترام شدیم.»به گفته برادر محیط‌بان محکوم به اعدام دنا، صحبتی به‌صورت رسمی برای بخشش صورت نگرفت اما در عرف فرهنگ ایلیاتی وقتی چنین اجازه‌ای داده شده یعنی زمینه برای آشتی فراهم شده است. او می‌گوید در روزهای آینده گروهی برای مذاکره نهایی اعزام می شوند.عطر بهار همه جا پیچیده و موسم صلح و سازش سر رسیده است اما حیات وحش منطقه حفاظت‌شده دنا در بیم تکرار حوادث این سال‌ها بر خود می‌لرزد. چراکه گزارش‌های محلی از دنا نشان می‌دهد روند کاهش جمعیت حیات‌وحش با احکام صادرشده برای محیط‌بان‌ها رابطه‌ای مستقیم دارد و هر روز، زور شکارچی‌ها بر بیم محیط‌بان‌ها می‌چربد و در پاره‌ای مواقع محیط‌بان‌ها خود اقدام به شکار کرده و متاسفانه با شکارچیان همکاری می‌کنند. 24 تیر سال 89 تنگه «شملیه‌دان» میمند، «ارتفاعات خاکی» و «منطقه میشک شور بزرگ» دنا، شاهد حادثه‌ای بود که غلامحسین خالدی محیط‌بان دنا را تا امروز به زندان انداخته و حکم اعدامش را نیز تایید کرده است. بیش از چهارسال حبس برای خالدی و البته تلاش‌های نافرجام سازمان محیط‌زیست و فعالان حوزه‌های اجتماعی برای نجات او از چوبه‌دار گذشت! روز حادثه بی‌شک در یاد افکار عمومی و مهم‌تر از همه در ذهن غلامحسین خالدی و مدیران سازمان محیط زیست و همین‌طور متولیان تنظیم قوانین حمل اسلحه، برای همیشه خواهد ماند. روزی که، 500متر مانده به قله قدویس در چهارهزارو400متری دنا، چهار شکارچی با لاشه یک «کل» با ماموران محیط‌بانی دنا مواجه می‌شوند و در سراشیبی یک تپه، شکارچی‌ها بعد از ایست ماموران به سمت آنها شلیک می‌کنند. «درگیری با تیر هوایی آغاز می‌شود. غلامحسین خالدی با دو شکارچی که به روی او چاقو کشیده بودند درگیر می‌شود. دو شکارچی دیگر با تفنگ برنو این حادثه را نظاره می‌کنند. او به همراه همکارانش با شکارچیان گلاویز شده و در‌گیرو‌دار این جدال، 12 گلوله از پنج اسلحه کلاشنیکف شلیک می‌شود و ناگهان «محمد پایه‌گذار» نقش بر زمین می‌شود.»این حادثه بیش از هزارو300 روز است که غلامحسین خالدی را به سرنوشت اسعد تقی‌زاده دچار کرده است. محیط‌بان دیگر دنا که باز هم در پارک ملی دنا و به جرم جدالی مسلحانه به قتل مرحوم «اسماعیل رضایی» به اعدام محکوم شد و بیش از پنج‌سال است پشت میله‌های زندان در انتظار بخشش مانده است. سازمان حفاظت محیط‌زیست اگرچه آن روزهای آغازین شکل‌گیری پرونده محیط‌بان‌ها، معصومه ابتکار را در راس مدیریتش نداشت اما مدیران این سازمان در کهگیلویه‌وبویراحمد با امروز هیچ فرقی نکرده‌اند و از زمان مدیریت آقای محمدی‌زاده همچنان در مسند مدیریت هستند. مدیرانی که به گواهی خانواده‌های مقتول و قاتل، خود از علل کش‌آمدن ماجرای نافرجام بخشش بین خانواده‌ها محسوب می‌شوند. روند افزایش شکار در مناطق حفاظت‌شده کهگیلویه‌وبویراحمد نشان می‌دهد در این مدت سازمان محیط‌زیست هیچ تدبیری برای کنترل وضعیت وخیم این مناطق نکرده است. باید گفت تمام محیط‌بان‌های ایران در مناطق حفاظت‌شده با مشکلات شدیدی مواجه‌اند و قوانین ناقص و حمایت ناقص قضایی توانسته انگیزه بسیاری از آنها را از بین ببرد. با این حال مرور وضعیت پرونده این محیط‌بان طبق اسنادی که «سیدرمضان روانگرد» و «فیض‌الله افشار» وکیل‌های محیط‌بان خالدی در اختیار «شرق» قرار داده‌اند، نشان می‌دهد؛ خالدی به همراه چهار همراه دیگرش مجوز حمل سلاح به‌عنوان ضابط قضایی و حکم ماموریت از سازمان محیط‌زیست را در جیب داشتند. آنها برای برخورد با شکارچیان مسلح به ارتفاعات دنا رفتند تا طبق گزارشی که منابع محلی در اختیار آنها گذاشته بودند، از کشتار بیشتر حیات وحش جلوگیری کنند، که حادثه خلق شد. بعد از باز‌سازی صحنه جرم، آنطور که وکلای پرونده محیط‌بان دنا می‌گویند، سه قاضی دادگاه کیفری باوجود واردبودن 15 ایراد اساسی به پرونده، حکم به قاتل‌بودن خالدی داده‌اند. حکمی که با کشف اشکالات بیشتر با اعتراض وکلا به دادگاه تجدیدنظر رفت اما بعد به صورت نهایی رای به اعدام خالدی داد. با این حال مرور وضعیت پرونده این محیط‌بان طبق اسنادی که «سیدرمضان روانگرد» و «فیض‌الله افشار» وکیل‌های محیط‌بان خالدی در اختیار «شرق» قرار داده‌اند نشان می‌دهد خالدی به‌همراه چهار همراه دیگرش مجوز حمل سلاح به‌عنوان ضابط قضایی و حکم ماموریت از سازمان محیط‌زیست را در جیب داشتند. آنها برای برخورد با شکارچیان مسلح به ارتفاعات دنا رفتند تا طبق گزارشی که منابع محلی در اختیار آنها گذاشته بودند، از کشتار بیشتر حیات‌وحش جلوگیری کنند، که حادثه خلق شد. بعد از باز‌سازی صحنه جرم، آنطور که وکلای پرونده محیط‌بان دنا می‌گویند، سه قاضی دادگاه کیفری با وجود واردبودن 15 ایراد اساسی به پرونده، حکم به قاتل‌بودن خالدی داده‌اند؛ حکمی که با کشف اشکالات بیشتر با اعتراض وکلا به دادگاه تجدیدنظر رفت اما بعد به‌صورت نهایی رای به اعدام خالدی داد.

لینک خبر :

 http://sharghdaily.ir/?News_Id=32622

 


قاضی کازرونی نخستین حکم محیط زیستی را صادر کرد
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۸  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

قاضی کازرونی نخستین حکم محیط زیستی را صادر کرد

تحقیق و محیط‌بانی افتخاری، جریمه شکار غیرمجاز

نخستین حکم محیط زیستی توسط یک قاضی جوان کازرونی صادر شد، حکمی که قرار است تاثیر بازدارندگی‌اش بیشتر از محبوس شدن در زندان باشد. در این حکم متهم به جای روانه شدن به زندان یا پرداخت جریمه‌های نقدی، مجبور شده است ...

زیست بوم/ غزل حضرتی: نخستین حکم محیط زیستی توسط یک قاضی جوان کازرونی صادر شد، حکمی که قرار است تاثیر بازدارندگی‌اش بیشتر از محبوس شدن در زندان باشد. در این حکم متهم به جای روانه شدن به زندان یا پرداخت جریمه‌های نقدی، مجبور شده است محیط‌بان افتخاری منطقه دریاچه پریشان شود و اطلاعاتی را در خصوص انواع گونه‌های پرندگان این دریاچه به همراه عکس و مشخصات محل زندگی و مبدا مهاجرت و عمر تقریبی آنها تهیه و به تفکیک اعلام کند. او همچنین باید در این تحقیق اعلام کند چه تعداد از این پرنده‌ها و به چه علت در حال حاضر دریاچه را ترک کرده‌اند.

 

افشین، جوان 18 ساله‌یی که 38 قطعه دراج، که از پرندگان منطقه پریشان است را در اواخر تابستان گذشته شکار کرده بود، توسط محیط‌بانان منطقه شناسایی و دستگیر شد. قاضی 30 ساله پرونده این شکارچی غیرمجاز را به پرداخت 152 میلیون ریال با تعویق یک سال محکوم کرده بود، او همچنین در این حکم اعلام کرده بود که متهم متعهد است در مدت تعویق یک ساله محیط‌بان افتخاری محیط‌‌زیست منطقه شود.

 

قاضی «ابوذر اسدی» که رییس شعبه اول دادگاه عمومی بخش جره و بالاده کازرون است، درخصوص این حکم عجیب که شاید در برخی کشورهایی که میزان حفاظت‌شان از محیط زیست از تنوع بیشتری نسبت به کشور ما برخوردار است، عجیب نباشد، خود را علاقه‌مند و طرفدار حفاظت محیط زیست دانست. او در گفت‌وگو با «اعتماد» گفت: «من خودم شخصا از علاقه‌مندان به محیط زیستم، از زمانی که به این حوزه قضایی آمدم، توجهم به دریاچه پریشان که به خاطر بی‌توجهی اکنون خشک شده است، بیشتر شد. این دریاچه بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین کشورمان بود که متاسفانه کم‌لطفی به آن باعث شد در حال حاضر دریاچه اوضاع خوبی نداشته باشد. در خصوص این پرونده باید بگویم، متهم زیر 18 سال سن داشت و من درصدد این بودم که رایی که صادر می‌کنم بازدارندگی‌اش برای این جوان متخلف ملموس باشد و در پیشگیری از وقوع جرم‌هایی اینچنینی برای وی موثر واقع شود.»

 

اسدی در ادامه می‌گوید: «میزان تشخیص خوب و بد از نگاه یک نوجوان 18 ساله با یک فرد بالغ متفاوت است، او در حد همسن و سالانش موضوعات را تشخیص می‌دهد، اگر من هم می‌خواستم با حکم زندان او را متنبه کنم، اتفاق موثری نمی‌افتاد. لذا درصدد این برآمدم که با حکمی که صادر می‌کنم ارزش و اهمیت محیط زیست را برای این جوان کازرونی روشن کنم. نخستین اثر را هنگام تفهیم حکم در چهره متهم و پدرش دیدم و متوجه شدم او به زشتی کارش پی برده است. افشین بعد از صدور حکم، شروع به جمع‌آوری اطلاعات کرد و در این پنج ماهی که از صدور حکم می‌گذرد در حال انجام دادن وظایف مندرج در حکمش است. او بلافاصله خودش را به محیط‌بانی دریاچه پریشان معرفی کرده و اکنون محیط‌‌بان افتخاری این مجموعه شده است.»

 

دریاچه شیرین پریشان با وسعت 43 کیلومترمربع در 12 کیلومتری جنوب شرقی شهر کازرون در حاشیه جنوبی ارتفاعات زاگرس واقع شده است. این دریاچه تا قبل از بروز پدیده خشکسالی پذیرای خیل عظیمی از پرندگان مهاجر و آبزی بود اما به دلیل خشکسالی و حفر چاه‌های غیرمجاز در اطراف آن در سال‌های اخیر با خشکی تالاب و مهاجرت شمار کمی از پرندگان به این منطقه مواجه شده است.

 

او درخصوص میزان بازدارندگی احکام صادره و حکم عجیب خود می‌گوید: «از نگاه من میزان بازدارندگی چنین احکامی قطعا بیشتر از احکامی چون زندان است، اگر غیر از این بود راغب به صدور چنین رایی نمی‌شدم، این حکم‌ها نیاز به وقت گذاشتن بیشتر است و درک شرایط بیشتر. اما این مسائل نیاز به اطلاع‌رسانی بیشتر دارد تا فرهنگ‌سازی لازم در این خصوص صورت گیرد.»

 

قاضی اسدی نخستین قاضی‌ای است که چنین حکمی را برای متخلف محیط زیست صادر می‌کند. او معتقد است قانون مجازات جدید تعلیق حکم را پیش‌بینی کرده و دست قضات را در زمینه صدور احکامی اینچنینی باز گذاشته است. او به دنبال انعکاس ماجراست، تا رایی که در روستایی کوچک در شهرستان کازرون اتفاق افتاده، پررنگ شود و آغازی باشد برای صادر‌کنندگان احکام بازدارنده. او که در زمره قاضی‌های جوان کشور قرار می‌گیرد، می‌گوید: «30 ساله بودنم نشان می‌دهد که تنها قاضی‌های نسل پیش از ما نیستند که می‌توانند دست به ابتکار بزنند، نسل ما هم سرشار از ابتکاراتی اینچنینی است که می‌تواند الگویی باشد برای صدور احکامی که تاثیر بیشتری در فرد خاطی داشته باشد.»

 

 

از قاضی مبتکر تقدیر می‌شود

 

اسماعیل کهرم، پرنده‌شناس دیرینه‌یی است که با شنیدن این خبر، از رییس سازمان حفاظت

 

محیط زیست خواسته است از این اقدام مبتکرانه قاضی کازرونی تقدیر به عمل‌ آید، درخواستی که بی‌اجابت نمانده و تقدیر خانم رییس به زودی به دست این قاضی طرفدار محیط زیست خواهد رسید.

 

اما کهرم با اشاره به حکم جالب قاضی اسدی، به «اعتماد» می‌گوید: «چند ماه پیش در لندن بودم که خبر صدور حکمی اینچنینی را برای متخلفان شکار فیل در آفریقا شنیدم، حکمی که برایشان صادر شده بود، محکوم شدن به یک سال محیط‌بانی و سرکشی به روستاهای منطقه و آشنا کردن مردم با اهمیت فیل و زرافه و شیر بود. همیشه آرزو داشتم این اتفاق در ایران بیفتد که با این حکم قاضی جوان کازرونی به آرزویم رسیدم اما ترسم این است که این جریان در حد همان منطقه بماند و همه گیر نشود.»

 

او به تاثیر حکم محیط‌بان افتخاری اشاره می‌کند و می‌گوید: «چند وقت پیش متخلفی که در مازندران دو قوچ را شکار کرده بود، به 44 ماه زندان محکوم کردند، قطعا اگر جوانی 18 ساله پایش به زندان باز می‌شد، دیگر شکار کمترین تخلفش بود، دزدی و قاچاق و جیب‌بری جرایم دیگری بود که بعد از تمام شدن دوران محکومیتش از زندان با خود سوغات می‌آورد اما تصمیم این قاضی زندگی این جوان را دگرگون کرد. این تصمیم می‌تواند شروع آموزش و فرهنگ‌سازی باشد برای دیگران، باشد که تاسی کنند.»

 

اما مدیرکل حفاظت محیط زیست استان فارس، هم با تقدیر از حکم صادره به ایرنا گفت: «قاضی دوستدار محیط زیست رسیدگی به این تخلف با توجه به اهمیت مقوله آموزش، تنویر افکار عمومی و اصلاح متخلفان، حکم خود را بر این مبنا صادر کرد.»

 

حسینعلی ابراهیمی کارنامی افزود: «این قاضی دادگستری با توجه به اینکه این شکارچی متخلف 18 سال دارد و با هدف اصلاح وی و ترویج فرهنگ

 

زیست محیطی، او را به پرداخت 152 میلیون ریال جریمه نقدی محکوم و برایش تعویق صدور حکم به مدت یک سال صادر کرد که در نهایت متهم سر از محیط‌بانی درآورد و قرار شد لیستی از پرندگان منطقه چه آنها که در محل زندگی می‌کنند و چه آنها که دریاچه را ترک کرده‌اند تهیه کند.»

 

اما صدور احکامی از این قبیل قرار است تاثیر جداگانه‌یی جدای از اثرات تنبیهی بر فرد متخلف بگذارد، اثری که او را در آینده‌یی نزدیک از طرفداران و دغدغه‌مندان محیط زیست کند و جایگاهی کاملا برعکس به او بدهد، جایگاهی که جز با آموزش و جذب فرد متخلف آن هم در سنین پایین‌تر امکان‌پذیر نخواهد بود. قاضی کازرونی قطعا در یاد علاقه‌مندان به

 

محیط زیست و محیط‌بانان می‌ماند که فرهنگی را باب کرده است که می‌توان از این راه و با ابتکاراتی از این دست، متخاصمانی که غرض‌ورزانه یا از روی ناآگاهی کمر به نابودی محیط زیست می‌بندند را روزی به پاسبانان آن تبدیل کند.

http://zistboom.com/fa/news/23958/%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D9%8A%D8%B7%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D8%AC%D8%B1%D9%8A%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%83%D8%A7%D8%B1-%D8%BA%D9%8A%D8%B1%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2

 


نخستین تمبر اختصاصی با نماد یوزپلنگ آسیایی منتشر شد
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

با سپاس از اداره حفاظت محیط زیست شهرستان بافق

نخستین تمبر اختصاصی با نماد یوزپلنگ آسیایی منتشر شد
۲۳ فروردین ۱۳۹۳

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: با تلاش اداره حفاظت محیط زیست شهرستان بافق و با همکاری شورای اسلامی شهر و اداره پست این شهرستان نخستین تمبر اختصاصی با نماد یوزپلنگ آسیایی چاپ و منتشر شد.

در طراحی این تمبر اختصاصی از تصویر یک یوزپلنگ آسیایی که توسط دوربین های تله ای در منطقه آریز بافق تهیه است و عبارت “نگذاریم بمیرد…” استفاده شده است.

فرهنگسازی جهت حفظ گونه نادر و در معرض انقراض یوزپلنگ آسیایی و آشنایی مردم منطقه و سایر نقاط کشور با حیات وحش از مهمترین اهداف انتشار این تمبر می باشد.

منطقه حفاظت شده کوه بافق، منطقه شکار ممنوع آریز و مناطق آزاد شهرستان بافق در استان یزد یکی از مهمترین زیستگاه ها و کریدورهای مهاجرتی یوزپلنگ آسیایی در کشور به شمار میروند.

http://www.iew.ir/1393/01/23/23644


"آلودگی هوا" عامل تصادف ابتکار!
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۱  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی
خبر خوش زیست محیطی و یک تلاش دیگر در حال رسیدن به نتیجه
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۸  کلمات کلیدی: فعالیتهای من ، میانکاله در نشریات و خبرگزاریها ، اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

***** خبر ویژه و خوش در روز تولدم*****

 

دستور مستقیم مهندس جلالی رئیس سازمان جنگلها و مراتع برای توقف تصرف اراضی شاه کیله

 

اگر بیاد داشته باشید از چند ماه پیش با اطلاع رسانی جناب اقای مهندس رستمکلایی مطلع شدیم بیش از 70 هکتار از مراتع ملی جنوب تالاب میانکاله در کنار روستای امام ده( شاه کیله) توسط شرکتی به اصطلاح دانش بنیان در حال تصرف است .

پس از آن فعالیتهای پیش بینی ،برنامه ریزی و اجرا شد

اهم برنامه ها که طراحی . اجرا شد

1- تهیه گزارش تصویری از مرتع

2-جم آوری اسناد و مدارک

3- اطلاع رسانی از شبکه های اجتماعی

4- برنامه ریزی مصاحبه های زنجیره ای

5- دعوت چند خبرنگار به منطقه برای پوشش خبری

6- جمع آوری امضا و نامه به خانم ابتکار که در استان گلستان بدستشان رساندم

7- برگزاری برنامه هفته تالابها و اطلاع رسانی از این طریق با کمک دیده بان کوهستان

8-پیگیری در سازمان محیط زیست در معاونت حراست

9- تحویل نامه و طومار به رئیس سازمان جنگلها و مراتع در همایش فعالین محیط زیست در سازمان با موضوع تصرف اراضی ملی در جنوب میانکاله که در اسفند ماه سال 92 انجام پذیرفت .

تمامی فعالیتها را با کمک مستقیم مهندس رستمکلایی و حمایت اهالی روستای شاه کیله انجام دادم .

دقایقی قبل از یگان حراست سازمان با من تماسی گرفته شد و گفتند که موضوع با دستور فوری آقای جلالی در حال برسی است تا از متصرفان خلع ید شود .

 

با سپاس

حر منصوری دیده بان میانکاله

18 فروردین 93

http://www.iran-newspaper.com/?nid=5581&pid=11&type=0

https://www.facebook.com/profile.php?id=605850807&sk=photos&collection_token=605850807%3A2305272732%3A69&set=a.10151976167940808.1073741855.605850807&type=3

 


خبر خوش ******خبر خوش
ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٤  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

درود   :-)   :-)

لطفا به اشتراک بگذارید

در روز 8 مهر در طول همایش برج میلاد با حضور بیش از 1800 نفر از فعالان این حوزه و موضوع طبیعت گردی و آب فرصتی پیش آمد تا با خانم دکتر ابتکار Massoumeh Ebtekarرئیس سازمان محیط زیست در مورد درخواستمان مبنی بر ((لغو صدور پروانه و شکار بمدت 5 سال ))صحبت کنم .

خانم ابتکار ضمن استقبال از طرح این موضوع و یاد آوری اینکه این طرح میتواند فرصتها و تهدیدهای داشته باشد  قول دادند که جناب آقای دکتر کیخواه را مسئول بررسی اولیه و برگزاری نشستنی با حضور صاحبنظران و دوستداران طبیعت در مورد موضوع فوق در آینده نزدیک بنمایند .

در هفته های پیش به پیشنهاد جناب آقای بحری Ahmad Bahri گروهی را برای موضوع پیشنهاد و پیگیری توقف شکار به  مدت 5 سال ایجاد نمودیم که این موضوع را پیگیری خواهیم کرد .

 

خواهش میکنم در صورت همنظر بودن گروه را لایک کرده و با ما همراه شوید

حر منصوری عبدالملکی

دیده بان میانکاله

https://www.facebook.com/NOHuntingLicense

foto by : Namvar Abbasian Nina Beyk


درخواست توقف صدور پروانه شکار برای پنج سال
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٦  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

مهم*********************************مهم
لطفا به اشتراک بگذرید
خواهش میکنم در صورت همنظر بودن امضا و به دیگر دوستانتان توصیه کنید .
شاید فردا دیر باشد
آدرس گروه فیس بوکی:  https://www.facebook.com/NOHuntingLicense
*************************************************
 ما جمعی از دوستداران محیط زیست و حیات وحش ایران خواستاریم :

برای اینکه وضعیت حیات وحش ایران بسیار شکننده شده است و به گونه ای نیست که تحمل سیل شکارچیان را داشته باشد
سازمان حفاظت محیط زیست کشور به مدت پنج سال صدور پروانه شکار را متوقف کند تا
حیات وحش ایران نفسی تازه کرده و خود را احیاء نماید
بیم ناکیم از اینکه جمعیت حیات وحش از جمله قوچ و میش و کل و بز به حدی برسد که منتظر در خطر انقراض قرار گرفتن آن باشیم
آدرس محل امضاء:
http://vahsh.ir/petition


«هر انسان یک درخت» موفقیت حامیان باغ اکولوژی نوشهر
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٥  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

 

به دنبال اعتراض و تجمع گروهی از حامیان محیط زیست ایران، تخریب باغ گیاه‌شناسی نوشهر متوقف شد. این باغ از با ارزش‌ترین ذخیره‌های ژنتیک گیاهی در خاورمیانه به شمار می‌رود.

حر منصوری عبدالملکی، دیده‌‌بان میانکاله و از فعالان محیط زیست استان مازنداران، در خبری که روز پنج‌شنبه (۶ تیر/ ۲۷ ژوئن) روی صفحه فیسبوکی "کمپین برای محیط زیست ایران" منتشر کرد، نوشت که معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در دولت محمد خاتمی «از طرف حسن روحانی رئیس جمهور منتخب، مسئول بررسی موضوع شده» است و «پروژه گذر جاده از میان باغ گیاه‌شناسی نوشهر و تخریب باغ برای همیشه متوقف شد.»

این درحالی است که روزنامه اعتماد از سوی برخی مسئولان در شماره امروز خود نوشته است که تصمیم نهایی در این باره ۱۰ روز دیگری اعلام می‌شود.

تصمیم به تخریب یک باغ قدیمی با درختان منحصر بفردی که بعضی از آنها تا ۲۰۰ سال قدمت دارند، جنب‌وجوش فعالان محیط زیست مازندران را در  پی داشت. چیزی نمانده بود که کمر درختان باغ گیاهشناسی نوشهر با کشیده‌شدن یک جاده کمربندی از میان ‌آن بشکند.

استانداری مازندران قصد داشت بخشی از این باغ را برای دسترسی به بندر نوشهر تخریب کند. اما تجمع روز گذشته (چهارشنبه ۵ تیرماه) در اعتراض به تصمیم استانداری مازندران موقتا اقدامات بعدی را متوقف کرده است؛ اعتراضی که به نوشته روزنامه‌اعتماد حمایت برخی از دست‌اندرکاران دولتی را نیز به همراه داشت.

روز پنج‌شنبه (۶ تیرماه) برخی رسانه‌ها، از جمله روزنامه‌های "آرمان" و "اعتماد" و سایت این کمپین اینترنتی، از توقف موقت تخریب باغ گیاه‌شناسی نوشهر خبر دادند؛ باغی با ۳۵ هکتار مساحت که سال ۱۳۱۰ ساخته شده است. فعالان محیط زیست می‌گویند این پارک بزرگترین و با ارزشترین ذخیره ژنتیک گیاهی کشور و خاورمیانه است.

ماجرا از کجا شروع شد؟

روز یکم تیرماه فعالان محیط زیست مازندران خبردار شدند که  استانداری مازندران نامه‌ای خطاب به برخی از مقامات محلی نوشته و از آنان خواسته که صبح ۵ تیر به منظور «اجرای مصوبه دولت مبنی بر احداث راه دسترسی به بندر نوشهر به کمربندی از بخشی از اراضی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع نوشهر» در محل حاضر شوند.

فعالان محیط زیست مازندران و سازمان‌های غیردولتی بلافاصله با راه انداختن کمپینی در اینترنت خواهان حمایت مردم

جمع فعالان محیط زیست و گروهی از مردم نوشهر برای اعتراض به تخریب باغ گیاهی.

برای حفظ باغ گیاه‌شناسی نوشهر شدند. روز ۵ تیر، یعنی روزی که قرار بود مقدمات ساختن جاده شروع شود، از بولدوزرها خبری نشد و فقط گروهی نزدیک به ۲۵۰ نفر از مردم نوشهر و حامیان پارک بودند که در آن‌جا تجمع کردند.

حر منصوری عبدالمالکی، دیده‌بان میانکاله و فعال محیط زیست که از مبتکران این حرکت اعتراضی است، در این باره روی صفحه فیسبوکی کمپین از همه شرکت‌کنندگان خواسته بود که از دادن شعارهای سیاسی و حاشیه‌ای خودداری کنند ‌و به حفظ آرامش توجه داشته باشند.

۲۰نهاد مدنی و فرهنگی و آموزشی و تحقیقاتی برای جلوگیری از تخریب باغ گیاهی نوشهر در نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس جمهوری منتخب ایران، از او خواستند به عنوان یکی از جدی‌ترین مسایل، فکری به حال منابع طبیعی ایران و محیط زیست کند.

همه حساس‌اند ولی...

احمد علی کیخا، معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست، به روزنامه "اعتماد" گفته است که این سازمان نسبت به تخریب باغ گیاه‌شناسی نوشهر به شدت حساس است و اجازه تخریب ‌آن را نمی‌دهد. با این حال وی تاکید کرده است که این باغ تحت مالکیت این سازمان نیست.  

"اعتماد" از قول مدیرکل محیط زیست مازندران نیز نوشته است که این باغ زیر نظر وزارت جهاد کشاورزی و سازمان جنگل‌هاست: «من به عنوان مدیری محیط زیستی تنها می‌توانم نظر کارشناسی خود را در این خصوص بدهم، اما به دلیل اینکه این مجموعه زیرنظر محیط زیست نیست، نمی‌توانم کار دیگری برای این اتفاق کنم. از نگاه من اگر گزینه بهتری برای توسعه شهری در نوشهر وجود دارد بهتر است این پروژه اجرا نشود.»

به نوشته روزنامه اعتماد همزمان با تجمع اعتراضی، جلسه‌ای هم با شرکت اعضای هیات امنای باغ و مسئولان استانداری برگزار شد که نتیجه‌اش مهلتی ۱۰ روزه برای اعلام تصمیم نهایی بود.  

گزینه‌های دیگر

شهرام کیادلیری، رئیس باغ گیاه‌شناسی به "اعتماد" گفته است که «درباره تغییراتی که قرار است در باغ اعمال شود، باید هیات امنا که متشکل از وزیر جهاد کشاورزی، وزیر علوم، رئیس موسسه تحقیقات جنگل و مراتع و چند مدیر دیگر که مجموعه ۹ نفر هستند، تصویب کند که عرصه تحقیقاتی می‌‌تواند واگذار شود یا نه، اما از آنجایی که این مصوبه از سوی هیات دولت تصویب شده استانداری مصر به اجرای آن است.»

به گفته رئیس باغ گیاه‌شناسی نوشهر «مسئولان وزارت جهاد کشاورزی که متولیان این باغ‌اند تنها مخالفان این پروژه نیستند، مدیرکل میراث استان هم که ۷ سال پیش این باغ را به عنوان اثر ملی ثبت کرده است از مخالفین این تخریب است.»

او به اعتماد گفته است که «گزینه‌های دیگری چون جاده‌ای که از نزدیکی باغ می‌‌گذرد هم هست که استانداری می‌‌تواند به آن جاده بپردازد، اما اصرار استانداری اجرای مصوبه هیات دولت است که با این کار ۳۱ هزار مترمربع از ۳۵ هکتار باغ از بین می‌رود.»

موزه‌ای بی‌نظیر

باغ اکولوژی نوشهر با پرورش هزار و ۴۰۰ گونه گیاهی در حقیقت یک موزه بی‌نظیر گیاهان است. حامیان آن در نامه به روحانی این‌گونه درباره درختان‌اش نوشته‌اند:

«پایه‌هایی کهنسال از بلند مازو، نمدار، توسکا و ممرز؛ تنها پایه بلوط چوب‌پنبه در ایران، قدیمی‌ترین پایه‌های دارتالاب و ژینکو در کشور، ۲۵ گونه کاج و حدود ۳۰ گونه اکالیپتوس هم در این عرصه ۳۵ هکتاری وجود دارند؛ عرصه‌ای که به دلیل حساسیت بی‌مانند و ارزش والایش به عنوان یک اثر ملی به شماره ۱۷۷۹۵ در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور ثبت شده است. همچنین تنها مکانی در جهان که دو گونه جدید و منحصر به فرد، یعنی اسپیره نوشهری و افرای مازندرانی به‌طور همزمان در آن زیست می‌کنند، باغ گیاه‌شناسی نوشهر است.»

لینک خبر


15 اردیبهشت ،میانکاله،تجمع پارک جمشیدیه
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

گزارشی تحلیلی از وضعیت پالایشگاه مخالفان و موافقان آن
آرمان- ساخت پالایشگاه بهشهر چند سالی است حریم سبز میانکاله و تالاب ارزشمندش را تهدید م یکند اما هر بار با تمام مخالف تهای فعالان محیط زیست احداث پالایشگاه در این شهر قوت میگیرد. حالا اما در شهر بهشهر شایع های گوش به گوش شنیده م یشود که از محدود شدن سازندگان پالایشگاه در میانکاله حکایت میکند. شایعه برچیده شدن بساط پالایشگاه بهشهر اما بیش ازآنکه توانسته باشد آرامشی برای مخالفان احداث پالایشگاه در این اکوسیستم طبیعی ایجاد کند ظن آغاز فعالیت و از سر گیری ساخت پالایشگاه را در ذهن فعالان محی طزیست بوجود آورده و بر پایه آن پارک جمشیدیه تهران روزهای گذشته میزبان گردهمایی و فراخوان سازمانهای غیر دولتی و فعالان محی طزیست برای جلوگیری از ساخت پالایشگاه بوده است. ۲۵ فروردین سال ۹۱ اما استاندار مازندران آب پاکی را روی دست همگان ریخت و با چراغ سبز سازمان محی طزیست و حمایت قائم مقام سازمان حفاظت محی طزیست با اعلام نهایی شدن نظر محی طزیست درباره احداث پالایشگاه در کیاسر ساری گفت: پالایشگاه بهشهر مورد تایید وزارت نفت است. سیدمحمد کریمی که در حرفهایش از بی نالمللی بودن تالاب میانکاله سخن به میان آورده و گفته این تالاب در دنیا معروف است ضرورت حفظ اصول زیست محیطی برای جلوگیری از تخریب تالاب بی نالمللی را نیز یادآور شده و تاکید
لطفا بخوانید
http://www.armandaily.ir/index.php?option=com_phocadownload&view=category&download=5709%3A2012-05-06-01-19-52&id=366%3A2012-05-05-08-39-02


درخواست جمعی از فعالان و متخصصان محیط زیست از رهبر معظم انقلاب
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی ، فعالیتهای من ، میانکاله در نشریات و خبرگزاریها
درود

این طومار توسط دیده بان میانکاله و به کمک جناب آقای عباس محمدی (دیده بان کوهستان) خانم اسرا گرجی .خانم هانیه گلزار .خانم گل آذین اسلامیان تهیه و 17/12/90 برای اخذ امضا به پایتخت فرستاده شد .

از دلمشغولان طبیعت خواهشمندم به لینک این خبر بروند و با درج ایمیل و نام و نام خانوادگی در صورت مخالف اعلام کنند.

دیده بان میانکاله

http://isdle.ir/news/index.php?news=8093  

 
سبزپرس- گروه محیط زیست طبیعی: جمعی از فعالان محیط زیست، متخصصان و صاحبنظران و خبرنگاران محیط زیست رسانه های جمعی با امضا طوماری خطاب به رهبر معظم انقلاب خواستار توقف ساخت پالایشگاه در دهستان میانکاله در نزدیکی پناهگاه حیات وحش میانکاله شدند.

دراین طومار که به امضا جمع کثیری از فعالان محیط زیست رسیده، نام معصومه ابتکار رییس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران، محمد حسن پیراسته مدیر کل اسبق محیط زیست استان تهران و جمعی از مدیران وکارشناسان قدیمی محیط زیست و نیز نام چند تن از فعالان رسانه ای هم دیده می شود.

متن طومار به شرح زیر است :

حضرت آیـت الله الـعظمی خـامنه ای

رهـبر مـعظم انـقلاب اسـلامی

اینجانبان امضاء کنندگان ذیل، مخالفت خود را با احداث پالایشگاه در دهستان مـیانکاله شهرستان بهـشهر در استان مـازندران، بنا به دلایل زیر اعلام می کنیم و با توجه به حساسیت حـضرت عـالینسبت به حفظ محیط زیست و حفظ اراضی ارزشمند کشاورزی درخواست داریم پیش از آن که هزینه ای برای اجرای این طرح صورت گیرد، دستور توقف عملیات احداث پالایشگاه، و انجام ارزیابی اجتماعی و زیست محیطی دقیق طرح توسط کارشناسان مستقل، نمایندگان جوامع محلی، و نمایندگان سازمان های مردم نهاد را صادر فرمایید.

1- اراضی دهستان میانکاله در حدود 16000 هکتار است که بخش های قابل توجهی از آن با احداث پالایشگاه، جاده های مربوطه، مخازن، و صنایع پیرامونی، ارزش خود را در تولید محصولات کشاورزیو دامی از دست خواهد داد.

2- یکی از بی مانندترین زیستبوم های دریایی- تالابی ایران، یعنی پناهگاه حیات وحش میانکاله، در نزدیکی منطقه ی مورد نظر برای پالایشگاه مورد تخریب و آلودگی قرار خواهد گرفت.

3- با در نظر گرفتن این نکته که همواره صنایع نفتی و پتروشیمی، آلاینده‌های زیست‌محیطیشامل گاز خروجی از دودکش‌ها، ذرات معلق، غبارصنعتی، آلودگی فاضلاب‌ها، پساب‌های صنعتی، آلودگی‌های فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیک، SO2، NOX، H2S، CO2، CO، O3، NO2 و فلزات سنگین را بدنبال دارد احداث چنین طرحهای در این منطقه با اکوسیستم خاص و بالا بودن سطح سفره های آب زیر زمینی که احتمال انتقال و انتشار آلودگی های صنعتی را در پی خواهد داشت، بسیار بالا است.

4- منطقه مذکور، در بالادست بخش جنوب غربی میانکاله قرار دارد و سیلاب های زمستانی و بهاریتمامی آلودگیهای نفتی و شیمیایی پدید آمده را توسط رودخانه ها و کانال های زهکشی وارد تالاب میانکاله خواهد کرد.

5- دهستان میانکاله یا 1900 هکتار باغ، از قطبهای مهم تأمین مرکبات کشور با تولید بیش از 47400 تن در سال است که با تغییر کاربری و آلودگی محیط، مورد تهدید قرار خواهد گرفت.

6- در دهستان میانکاله 70000 رأس گوسفند و 7400 راس گاو و گاومیش به صورت سنتی و صنعتی نگهداری می¬شود؛ تغییر کاربری زمینها، تغییر بافت جمعیتی، و آلودگیهای صنعتی، فعالیتهایاشتغال زا و حیاتی دامپروری را مختل خواهد کرد.

7- سیمای طبیعی بی مانند منطقه که از لحاظ حفظ ثروتهای زیستی و از جنبه درآمدزایی و اشتغال از طریق گردشگری دارای اهمیت بسیار است، تحت تأثیر این ساخت و ساز غیرضروری نابود خواهد شد.

8- آبزی پروری در دهستان میانکاله با تولید بیش از 6700 تن ماهی در سال و اشتغال مستقیم و غیر مستقیم برای بیش از 4000 نفر، به واسطه احداث پالایشگاه دستخوش آسیب جدی خواهد شد.

9- نظر به اینکه 61درصد از مساحت کشور در اقلیم خشک و فراخشک قرار دارد که 1/3 برابر درصد جهانی (6/19 درصد) است. لذا با این حجم بالای اراضی خشک در کشور، حفظ اراضی حاصلخیز خطه شمال در جهت تأمین نیازهای خوراکی و دامی کشور در راستای حفظ استقلال اقتـصادی از بیگانگان، همواره از اولویت های مورد توجه می باشد.

10- همانطور که مستحضرید محل قرارگیری صنایع با در نظر گرفتن ملاحظات محیطی و اقلیمیدر نقاطی جایابی می گردد، که در مسیر وزش باد، به سمت مراکز استقرار و تجمع انسانی و اراضی کشاورزی، باغی و مراکز پرورشی دام و طیور قرار نداشته باشد؛ با توجه به اختلاف حرارتیدریا و خشکی که بطور فصلی وزش بادهای محلی را در منطقه سبب می گردد، در فصول بهار و تابستان، استقرار پرفشار برفراز دریای خزر، جریان باد غالب در منطقه، از دریا به خشکی خواهد بود که این خصیصه از نقطه¬نظر انتقال و انتشار آلودگی، حائز اهمیت می باشد.

با سـپاس از تـوجه حضـرت عـالی


نکاتی برای آشنایی با ماهی قرمز و نگهداری صحیح از آن
ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٢  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

باز نشر مطلب قدیمی

ماهی قرمز کوچک یا همان ماهی طلایی (Goldfish) از معمول ترین ماهی هایی است که در منزل می توان از آنها نگهداری کرد. این حیوان کوچک خانگی که بسیار جذاب و دوست داشتنی می باشد در صورت مراقب مناسب می تواند تا چند سال در کنار ما در منزل زندگی کند. این ماهی می تواند تا اندازه 40 سانتیمتر رشد کند، طول عمر  10تا 20 ساله برای این ماهی غیر معمول نیست.
آناتومی :
یک ماهی نمونه بدن کشیده و کمانی مانند دارد ، فاقد گردن است ، آبششها مسئول تنفس بوده و تعادل بدن در آب توسط باله ها حفظ می شود. دو تا باله سینه ای و لگنی مانند ترمز عمل می کنند ، موقع چرخیدن، یک باله سینه ای یک طرف را بالا میبرد تا طرف دیگر کشیده شود. باله پشتی و مقعدی مانند تیرک کشتی ها عمل می کنند و در ضمن ظاهر ماهی را آراسته میسازد و باله دمی در شنا کردن استفاده می شود. گر چه قسمت عمده حرکت توسط چرخش های بدن ایجاد می شود.

 

بدن توسط فلسهایی بصورتی که قسمتی از هر فلس بر روی فلس دیگر قرار گرفته ، حمایت می شوند و هرگز از نظر تعداد افزایش نمی یابند بلکه همانطوری که ماهی رشد می کند از نظر اندازه ، هم این فلسها بزرگ می شوند. رشد دایره ای فلس در تابستان هنگامی که میزان رشد سریع است ، خوب ولی در زمستان و در مواقع فقدان رشد، اندک است. خط جانبی در بدن یک ردیف از فلسها است که از سر تا دم در هر طرف ماهی امتداد یافته اند و یک ارگان حسی اصلی است که ارتعاشات بسیار حساس و ضعیف را هم می تواند حس و ثبت کند، تغییرات جزئی در فشار آب و سرعت و شتاب آب به ماهی اجازه می دهد تا بدون خطا از داخل شکافها بلغزد و عبور کند و همینطور با سرعت در یک دسته ماهی بچرخد بدون اینکه تصادفی با آنها بکند.
چشمهای ماهی گلدفیش کمی بر آمده است و این بر آمدگی ، مسئله عدم چرخش سر را جبران می کند و پیرامون خود را خوب می بیند تا از شکارگران در امان باشد. در قسمت داخل ، ستون مهره بسیار قابل انعطاف با انشعابات مهره ها در هر دو طرف قرار گرفته است.
اندامهای اصلی از جمله قلب ، کلیه ها ، کبد مشابه با دیگر مهره داران است و علاوه بر آن دارای یک عضو نگهدارنده و شناور کننده پر از هوا موسوم به بادکنک شنا می باشد. واضحترین تفاوت میان اعضای داخلی ماهی و دیگر مهره داران ، وجود آبشش بجای شش هاست و ماهی ها از طریق جریان پیدا کردن آب به داخل آبششها تنفس می کنند.
برای تبادل اکسیژن ، همانطوری که آب به داخل رشته های تار مانند آبشش جریان می یابد ، اکسیژن محلول از آب به داخل جریان خون انتقال یافته و دی اکسید کربن از جریان خون وارد آب می شود. آب از طریق دهان وارد شده و از طریق شکافهای آبشش خارج می شود. جدار آبشش با جریان آب باز و بسته میگردد ، سوراخهای بینی اعضاء بویایی بوده و در تنفس دخالتی ندارند.

ظرف نگهداری  :
اولین موضوعی که می تواند بعنوان یک عامل مهم در عمر بیشتر ماهی موثر باشد محل زندگی آن است. ظروفی که در آنها ماهی فروخته میشود اغلب کوچک می باشد و نباید اشتباه کرد و ماهی ها را در همان ظروف کوچک نگاه داشت. ماهی ها به اکسیژن موجود در آب احتیاج دارند و این اکسیژن از طریق سطح هوایی که با آب در تماس است وارد آب می شود. هرچه سطح مقطع بالای تنگ کوچکتر باشد اکسیژن کمتری می تواند وارد آب شود. پس سعی کنید تا آنجا که ممکن است از ظروفی که دهانه گشاد دارند استفاده کنید.ظروف نگهداری ماهی باید بطور هر دو هفته یکبار با فرمالین ، نمک طعام و یا سایر مواد ضد عفونی کننده شستشو شود .
 آب  :
از آنجایی که ماهی در تمام طول عمر خود در آب می باشد لذا لازم است آبی که برای زندگی آن انتخاب می کنیم دارای شرایط مناسب زندگی باشد. معمولا” استفاده از آب شهری مشکل خاصی برای ماهی های قرمز ایجاد نمی کند. اما قبل از کنار گذاشتن آب برای ظرف ماهی، بگذارید یک دقیقه آب از شیر بیرون برود این باعث می شود برخی مواد شیمایی که احتمالا” در لوله رسوب کرده اند بیرون روند. برای اطمینان از خارج شدن موادی مانند کلر باید قبل از عوض کردن آب ماهی ها، بگذارید که آب بمدت یک شبانه روز در ظرف بماند. همچنین این عمل باعث می شود که آب دمای محیط را گرفته و تغییر آن برای ماهی ها خطری در بر نداشته باشد.
هرگز نباید اجازه دهید که آب ظرف ماهی ها کثیف شود، اینکار می تواند باعث بیماری، کوتاهی عمر و در نهایت مرگ آنها شود. برای تعویض آب هرگز آب را یک دفعه عوض نکنید، با آرامش کامل نیمی از آب ظرف را خالی کرده و سپس کم کم آب برداشته شده از ظرف را با آبی که از روز قبل نگه داشته اید جایگزین کنید. در هر صورت باید سعی کنید که کمترین استرس را به ماهی های کوچک منتقل کنید. شما باید در طول هفته یک یا دو بار آب ظرف ماهی ها را به اینصورت عوض کنید.میزان آب مورد نیاز برای هر ماهی حداقل یک لیتر می باشد.

غذا  :
ماهی های قرمز کوچک حیوانات بسیار سخت جانی هستند و هر چیزی را می خورند. لذا به راحتی می توانید در شرایطی که غذای مناسب در دسترس ندارید از خرده های نان، تکه های کوچک گوشت و … به مقدار کم بعنوان غذا به آنها بدهید. ماهی های نیز مانند انسان به پروتئین، ویتامین و … برای رشد و زندگی نیاز دارند.غذای ماهی باید در جای خشک و خنک و بدور از نور در ظرف در بسته نگهداری شود و به تاریخ مصرف آن توجه شود.
در ارتباط با غذا دادن باید دقت کنید که دادن زیاد غذا به آنها و ماندن آنها در ظرف باعث آلودگی آب شده و برای ماهی ها خطراتی به همراه خواهد داشت. سعی کنید به مقدار بسیار بسیار کم در دو نوبت غذایی همانند خودتان به آنها غذا دهید، مقدار آن باید بگونه ای باشد که اضافه غذا در آب نماند و همه غذای داده شده بعد از 5 دقیقه تمام شود.
دمای محیط:
دمای مناسب برای زندگی این ماهی ها از حدود 10 تا 25 درجه سانتیگراد می باشد. دمای محیط هرگز نباید دفعتا” تغییر کند، تغییر تدریجی و ملایم دمای محیط یا آب برای آنها قابل تحمل می باشد.
نور:
ماهی های قرمز کوچک نیز همانند سایر حیوانات یا گیاهان احتیاج به نور خورشید دارند. محل نگهداری آنها باید به گونه ای باشد که تغییر روز و شب در آن احساس شود. هرگز آنها در زیر نور آفتاب مستقیم و شدید قرار ندهید.
هوادهی:
ظرفیت تانک توسط هوادهی مداوم 40 برابر بیشتر میشود. پمپ هوا برای آکواریوم سردآبی ضروری نیست ولی اگر ماهی به این عمل عادت نماید باید ادامه یابد. ویژگی آن در این است که علاوه بر تشکیل حبابهای هوا در داخل آب ، جریان حبابها ، لایه های زیرین آب را به سطح حرکت میدهد و در آنجا تبادل دی اکسید کربن و اکسیژن صورت میگیرد. در حوض نیز این عمل درست به همین صورت توسط پمپ فواره ها صورت می گیرد.
گیاهان:
نقش گیاهان در حوض ها و آکواریوم ها اصولاً برای دکور ، سایه بان و جذب دی اکسید کربن و موادی مانند آمونیاک و نیتراتهای ناشی از تجزیه و فساد مواد است و معمولاً کمتر از آنچه تصور عمومی است برای تامین اکسیژن موثرند. اکسیژن فقط در مرحله فتوسنتز آنها آزاد میشود و در خلال 24 ساعت اکسیژن توسط گیاه برای عمل تنفس مصرف میشود.
نحوه رفتار و جابجائی ماهی قرمز:
مراقبت از باله ها و فلسها به منظور جلوگیری از آسیب دیدن خیلی مهم است. در مخزن می توان از یک لیوان یا توری برای گرفتن ماهی استفاده کرد و در حوض از تور. در زمان انتقال به محل جدید باید از یک دماسنج برای بررسی یکسان بودن دمای آب استفاده کرد چون تغییرات دما حتی فقط 1 درجه سانتیگراد میتواند کشنده باشد.
بهتر است یک ماهی تازه خریداری شده در همان کیسه پلاستیکی خودش در آکواریوم شناور گردد تا دما یکنواخت گردد و چنانچه حوض یا آکواریوم آماده نباشد درون یک سطل از آب شیر که 24 ساعت به منظور از بین رفتن کلر آن باقی مانده است موقتاً قرار داده شود.

مشکلات و بیماری ها:
وقتی فلسهای ماهی در اثر حادثه یا جراحت کنده می شوند ، قبل از اینکه ترمیم صورت گیرد بیماری (Saprolegnia) قارچ سفید رخ می دهد. زمانی که قارچها به نواحی سرپوش آبشش ها (Opercula) می رسند و در تنفس وقفه ایجاد می کنند باعث مرگ می شوند. ماهیهای مبتلا را باید جدا کرد زیرا که بیماری بشدت واگیردار است. درمان بصورت بکار بردن حمام نمک (کلرید سدیم) است و ماهی به محلول سالین برای مدت 20-15 دقیقه در روز منتقل میشود. یا اینکه بجای آن میتوان ماهی را به یک تشت شامل 5 قطره از محلول 2% مرکورکوروم به ازای 5 لیتر آب برای مدت 3 ساعت در روز انتقال داد.
بیماری شدیداً واگیردار و کشنده دیگر بیماری لکه سفید (White Spot) یا Icthyophiriasis نام دارد که توسط یک انگل پروتوزوآ ایجاد میشود. گونه های فلس دار( دارای فلس قابل مشاهده) را باید در یک مخزن بدون گیاه جدا ساخته و سعی کرد که انگل توسط رنگ دار کردن آب با متیلن بلو به مدت 10-8 روز کشته شود. همچنین با مرکورکروم هم موثر است .
بسیاری از بیماریهای ماهی بعلت فقر تغذیه ، تجمع بیش از حد آب کثیف و تغییرات دما است. فضله دنباله دار (آویزان) دلالت بر یبوست دارد که اغلب اوقات در نتیجه تغذیه ای که منحصر به غذای خشک است ایجاد می شود. اضافه کردن غذای تازه و برگهای سبز و همچنین دادن شربتهای تقویتی و نیز چنانچه آب سرد است افزایش دما به 18-16 درجه موثر است. درمان پوسیدگی باله ها و دم هم زمانی امکان پذیر است که شرایط و وضعیت زندگی اصلاح گردد. درمان با حمام نمک نیز اغلب اوقات مفید است.
عدم تعادل ممکن است بعلت نقص در بادکنک شنا باشد که درمانی ندارد ولی یبوست ، سوءهاضمه ، تغییرات دما همه با علامت از دست دادن تعادل همراه است که با درمان یبوست ، جابجا کردن ماهی به آب کم عمق برای چندین رزو یا ثابت نگه داشتن دمای محیط قابل برگشت است.
بیرنگ شدن یا کمرنگ شدن رنگ بدن ممکن است اولین نشانه کسالت و یا ناشی از وجود کلر در آب باشد. نوزادان ماهی تا 12-8 ماهگی رنگ بالغین را به خود نمی گیرند و در بعضی از آنها نیز هیچوقت رنگ خوبی ظهور نمیکند.
 توصیه می شود شهروندان عزیز بجای نگهداری ماهی در تنگ و ظروف کوچک ، آکواریومی تهیه و با ایجاد شرایط مناسب در آن از ماهیان خود نگهداری نمایند در این حالت نگهداری از ماهی آسانتر و طول عمر آن بیشتر خواهد بود.

تولید مثل:
فصل تخم ریزی در تمام تابستان دوام دارد و شروع آن اردیبهشت و خرداد می باشد . در سن حدود یکسالگی ، ماهی قرمز سالم ، هر ماه از فصل قادر به تخم ریزی است . در زمانهای تولید مثل تشخیص جنس ها ساده است ، نر ها برآمدگی سفید رنگ (دگمه مانند) روی باله های سینه ای و پشت سر دارند. ماده نیز حالت تورم و بادکردگی در ناحیه تخمدانها دارد.
تخمدانها حاوی هزاران تخم هستند و یک نر قادر به بارور کردن تخمهای بسیاری می باشد. در رفتار تولید مثلی ، نرها تمام روز ماده ها را دنبال می کنند و به داخل گرمترین و کم عمقترین قسمت حوض با تولید صدای شلپ شلپ میرانند.این دنبال کردن باعث سهولت تخم ریزی در ماده ها می گردد و بلافاصله تخمکها توسط اسپرم ماهی نر بارور میگردد و به گیاهان داخا آب می پیوندند.
در حرارت 21 درجه سانتیگراد تخمها در مدت 4 روز به نوزاد تبدیل میشوند و در 10 درجه سانتیگراد این امر تا 14 روز طول میکشد. بچه ماهی آزادانه شنا میکنند و غذای طبیعی آنها موجودات میکروسکوپی هستند.
درون مخزن آب یا حوض مخصوص آنها میتوانند از غذای ویژه ای که مخصوص بچه ماهی ها تهیه می شوند تغذیه نمایند. در یک ماهگی تغذیه آنان مثل بالغین میتواند باشد و در سه ماهگی ماهی قرمز جسور آماده است تا در کنار دیگر ماهی ها قرار گیرد.

منبع : کتاب مروری بر نگهداری از حیوانات خانگی و چند سایت اینترنتی

در همین رابطه :http://animal.persianblog.ir/post/466/ 

منبع مطلب:سپهر سلیمی http://animal.persianblog.ir/ 


یک یا علی دیگر تا آزادی باقر زارع
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

به گزارش سبزپرس، با وجود آنکه کمتر از 10 روز از اعلام فراخوان همیاری مالی برای آزادی باقر زارع، همیار محیطبان استان هرمزگان می گذرد، مبلغ جمع آوری شده از مرز 8.5 میلیون تومان گذشت و به عدد هشت میلیون 726 هزار تومان رسید. 
به این ترتیب، تنها یک میلیون و 274 هزار تومان دیگر احتیاج است تا مبلغ دیه مورد نیاز برای آزادی باقر زارع تامین شود و او روزهای عید نوروز را در کنار خانواده اش باشد. 
برابر حکم دادگاه، باقر زارع به حبس شش ماهه و پرداخت دیه ای 50 میلیون تومانی محکوم شده بود که طی رایزنی با شاکی، قرار بر این شد تا شاکی نیمی از مبلغ دیه را دریافت کند و با اعلام رضایت خود، باقر از زندان آزاد شود. همکاران اداره کل محیط زیست هرمزگان و سایر شهرهای استان به همراه جمعی از خیران هرمزگانی، موفق به جمع آوری 15 میلیون تومان شده اند و 10 میلیون تومان دیگر نیز از طریق اعلام فراخوان عمومی در حال جمع آوری است. 

انجمن طرح سرزمین و سبزپرس امیدوارند تا پیش از آغاز سال جدید، این مبلغ جمع آوری شود تا باقر در لحظه تحویل سال جدید در کنار خانواده اش باشد. 

مشخصات حساب: 

شماره حساب: 9-8001536555  
شماره کارت: 7467-4419-0610-6221 
(با قابلیت انتقال کارت به کارت از تمامی کارت های عضو شتاب در سراسر کشور)

IR21-0540-1093-8000-1536-5550-09  :شماره شبا 
بانک پارسیان. حساب مشترک به نام طاهر قدیریان و حمیدرضا میرزاده

بیلان کاری این حساب بانکی از اینجا قابل مشاهده است.

همچنین آدرس ایمیل Hamyar.mohitban@gmail.com برای این موضوع و سایر موارد مشابه در آینده، تهیه شده است که با فرستادن یک ایمیل به آن، در جریان اقدامات انجام شده قرار خواهید گرفت. 

ضمناً طاهر قدیریان با شماره تلفن 09128264170 و حمید رضا میرزاده با شماره تلفن 09196306550 آماده پاسخگویی به سوالات علاقه مندان به مشارکت در این فعالیت خیرخواهانه هستند.

لینک اصلی خبر  http://isdle.ir/news/index.php?news=8078


چشمهای باقر زارع به دستهای پر مهر دوستداران طبیعت است
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی
سبزپرس – گروه محیط طبیعی: یکی از همیاران محیط زیست در استان هرمزگان به دلیل درگیری با شکارچیان متخلف هم اکنون به پرداخت دیه 50 میلیون تومانی محکوم شده است. انجمن طرح سرزمین و پایگاه خبری سبزپرس نیز از علاقه مندان و دوستداران محیط زیست دعوت می کنند تا با مشارکت مالی، در تامین این مبلغ به آزادی هرچه زودتر این محیط یار کمک کنند.

به گزارش سبزپرس، «علی زارع» (مشهور به باقر) یکی از چوپانان ساکن روستای «لاور دین»، منطقه ای کوهستانی و تپه ماهوری بین شهرستانهای بستک و بندرلنگه در استان هرمزگان است. او علاوه بر چوپانی، به عنوان همیار محیطبان با اداره کل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان نیز همکاری می کند. 
در سال 1388 در حین درگیری که بین ماموران محیط زیست و چند شکارچی در این منطقه رخ داد، یکی از شکارچیان زخمی شد که پس از شکایت از باقر و به علت نفوذ و حمایت برخی شکارچیان جنوب استان فارس، در این پرونده باقر به شش ماه زندان و پرداخت مبلغ 50 میلیون تومان محکوم شد.

علی (باقر) زارع در حال سرکشی به آبشخورهای منطقه لاوردین
علی (باقر) زارع در حال سرکشی به آبشخورهای منطقه لاوردین 

هم اکنون باقر چهار ماه از مدت محکومیت خود راسپری کرده است و پس از دو ماه دیگر باید حداقل نیمی از دیه را پرداخت کند تا آزاد شود. اهالی روستای لاوردین می گویند در این مدت که باقر در زندان بوده است، شکارچیان سودجو با هجوم به منطقه و چشمه های آن تعداد زیادی از جمعیت علفخواران را شکار کرده اند. 
برای آزادی این همیار محیطبان، اداره کل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان 10 میلیون تومان فراهم کرده اما برای آزادی باقر احتیاج به حداقل  10 میلیون تومان دیگر است.
به منظور دریافت کمک های مالی دوستداران محیط زیست جهت تامین دیه این همیار محیط زیست و آزادی او، حساب بانکی مشترکی به نام «طاهر قدیریان» و «حمیدرضا میرزاده» به ترتیب از «انجمن طرح سرزمین» و «پایگاه خبری فضای سبز و محیط زیست ایران (سبزپرس)» در تاریخ امروز، 11 اسفندماه 1390 افتتاح شد که دوستان و علاقه مندان می توانند کمک های خود را به این حساب واریز کنند.
 
مشخصات حساب:
شماره حساب: 9-8001536555  
شماره کارت: 7467-4419-0610-6221 
(با قابلیت انتقال کارت به کارت از تمامی کارت های عضو شتاب در سراسر کشور)
بانک پارسیان. حساب مشترک به نام طاهر قدیریان و حمیدرضا میرزاده

 
بیلان کاری این حساب بانکی هر سه روز از طریق پایگاه خبری سبزپرس (در انتهای همین خبر) به اطلاع علاقه مندان خواهد رسید. 
همچنین آدرس ایمیل 
Hamyar.mohitban@gmail.com برای این موضوع و سایر موارد مشابه در آینده، تهیه شده است که با فرستادن یک ایمیل به آن، در جریان اقدامات انجام شده قرار خواهید گرفت. 
ضمناً طاهر قدیریان با شماره تلفن 09128264170 و حمید رضا میرزاده با شماره تلفن 09196306550 آماده پاسخگویی به سوالات علاقه مندان به مشارکت در این فعالیت خیرخواهانه هستند.

کوه سفید لاور دین، منطقه ای کوهستانی و تپه ماهوری بین شهرستانهای بستک و بندرلنگه در استان هرمزگان است. این منطقه، منطقه ای آزاد است (یعنی تحت مدیریت سازمان محیط زیست به عنوان منطقه حفاظت شده یا پارک ملی نیست) اما به همت محیطبانان استان و همیاری باقر، دارای جمعیت های مناسبی از حیات وحش در جنوب کشور است. بطوریکه در بررسی سه روزه ای که از قسمت کوچکی از این منطقه انجام شد بیش از 65 راس کل و بز، 37 راس قوچ و میش، 2 راس جبیر و آثار بسیار تازه ای از پلنگ (3 ردپای متفاوت) مشاهده شد.
انجمن طرح سرزمین و پایگاه خبری سبزپرس می گویند که خوشبختانه طی چند سال گذشته، حضور باقر در این منطقه و علاقه زیاد او به طبیعت باعث شده که حیات وحش این منطقه از گزند شکارچیان غیرمجاز در امان بماند. تلاش ما این است که هرچه سریع تر مشکل باقر حل شود و به منطقه بازگردد تا دیگر متخلفان نتوانند از جای خالی او سوء استفاده کنند.

علی (باقر) زارعی در یکی از سفرهای تحقیقاتی در منطقه

باقر در یکی از سفرهای تحقیقاتی در منطقه (نفر اول از سمت راست)

 

 

http://isdle.ir/news/index.php?news=8013   

 


عاشقی که پرواز کرد (آرزو مرزایی)
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۸  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

 

 

آرزوی میرزایی از عاشقان میانکاله بود که به درخواست اینجانب وارد گروه بهشهر شد تا با دلایل و مستندات من را در قانع کردن منطقی دوستان بهشهر برای اعتراض به ساخت جاده کمک کند اما بارها مورد بی مهری قرار گرفت و تا آخرین لحظات عمرش از میانکاله دفاع کرد .
این نوشته را آرزو میرزایی عزیز چند روز قبل از پروازش آماده کرده تا بر روی صفحه بهشهر قرار دهد اما هرگز این فرصت را نیافت . شبی که این نوشته را آماده کرده بود برای من فرستاد تا قبل از انتشار آن را بخوانم . 
روحش شاد یادش گرامی.

 

----------------------------------------

 

پرنده‌ها در قفس خوشبخت‌ترند
فرناز شهیدثالث

رنگین‌کمانِ بال‌هایشان را باز می‌کنند، پرندگان آزاد از قفس؛ و تو را به ملکوت آسمان می‌برند، با رقص زیبایشان در هوا. آرزو می‌کنی هیچ پرنده‌ای در قفس آدم‌ها نباشد و اسیر خودخواهی ما نشود و آزاد در هوا پرواز کند. اما صدایی رؤیایت را آشفته می‌کند. صدایی که تکرار می‌شود. نه یک بار! نه ده بار! به تعداد پرنده‌هایی که در منطقه حفاظت شده دشت ناز ساری پرواز می‌کنند. به تعداد پرنده‌های مهاجر میانکاله که زمستان‌ها به مهمانی این تالاب می‌آیند.
صدا از همین نزدیکی‌هاست. فاصله زیادی با تو ندارد. صدای شلیک اسلحه شکارچی‌هایی ا‌ست که به روی پرندگان نشانه رفته‌اند. نه یک بار. نه ده بار. آنقدر ماشه را فشار می‌دهند که دیگر هیچ پرنده‌ای با طلوع خورشید در ساحل دریای مازندران نرقصد. آنقدر به شکار پرنده‌های رها از قفس ادامه می‌دهند، تا بلاخره پرنده‌ای جلوی پایت به زمین بیفتد. «سارگپه»،‌ شکارچی آسمان. تا پیش از صدای آخرین شلیک،‌ سلطان آسمان بود. اما حالا همه پرنده‌های کوچک از او در امانند. پرنده‌ای شکارچی، که برای تفریح و لذت شکار نمی‌کرده. فقط به اندازه سیر شدنش، یا برای سیر کردن جوجه‌های گرسنه‌اش. 
پرنده‌ای که حالا به تیر اسلحه یکی از آدم‌های دور و برمان گرفتار شده. برای تفریح یا لذت. برای به رخ کشیدن قدرت نشانه گرفتنش. بال سارگپه شکسته. دیگر پرواز نمی‌کند. آنقدر شکار نمی‌کند تا از گرسنگی بمیرد.
کاش در قفس بود اما به هوس گرفتار نمی‌شد.
ماجرای شکار پرنده‌ها و حیوانات دیگر، ماجرای یک گوشه از ایران نیست. داستان تکراری سراسر کشور است. در دشت ناز، در میانکاله، در هر گوشه‌ای که آبی باشد و درختی که پرنده‌ای در آن پرواز کند، یا حیوانی در آن پناه گرفته باشد. شکارچی‌ها می‌آیند و بی اینکه لحظه‌ای به حق موجودات دیگر برای زندگی فکر کنند، تیر می‌اندازند و می‌کشند و می‌برند. کسی انگار به نابودی این همه زیبایی فکر نمی‌کند. به خطری که در کمین طبیعت ایران نشسته. به گونه‌هایی که به زودی به ببر مازندران و شیر ایرانی که نسلشان سال‌هاست منقرض شده خواهند پیوست. نه مسئولان محیط زیست، نه مردم، به چیزی جز لذت امروزشان فکر نمی‌کنند.
محیط بانان در بسیاری از مناطق حفاظت شده که کسی حق شکار در آنها را ندارد، مراقب دوربین‌های گردشگران هستند که نکند دوربینی تصویر شکارگری را ثبت کند. نکند زحمتی برای شکارچیان طبیعت ایجاد شود. محیط بانانی که به پژوهشگران و طبیعت‌گردان حق ورود به منطقه زیر نظرشان را نمی‌دهند، اما به شکارچیان و قاچاقچیان چوب – چرا.
داستان تخریب در تمام دشت‌ها و جنگل‌های کشور، داستانی طولانی و تکراری است. اما داستان میانکاله شاید غم‌انگیزتر از هر جای دیگری باشد.
میانکاله، تالاب زیبایی است. جایی برای زمستان گذرانی پرنده‌ها. پرنده‌هایی که هنوز می‌آیند. پرنده‌هایی که از درنای سیبری وفادارترند. درنای سیبری زیبا و کمیابی که دو سه سالی است راهش را کج کرده و دیگر نمی‌خواهد ببیند چه بر سر زندگی‌مان می‌آوریم. با شکار. با ساخت و ساز. با واگذار کردن حق بهره برداری به کسانی که دلشان برای ما و سرزمینمان نمی‌سوزد.
درنای سیبری دیگر به ایران نمی‌آید تا سپیدی رؤیاییش را به رخ دیگران بکشد. راهی پیدا کرده به آن سوی دریای مازندران تا زمستان‌ها را دور از زحمت شکارچی‌ها، در جایی امن و امان بگذراند. دور از صدای ویرانگر ساخت و سازها.
قرار است روی تالاب میانکاله پلی ساخته شود. پلی چوبی. به طول ده کیلومتر. با پایه‌هایی که چوبی نیستند. برای پی‌ریزی هر کدام از پایه‌های این پل ده کیلومتری، باید ده متر به عمق زمین رفت. باید خانه ده‌ها موجود زنده را خراب کرد. کسی به حال این موجودات رحم نمی‌کند. کسی به صدای آنهایی که دلشان به حال تالاب و پرندگانش می‌سوزد، گوش نمی‌دهد.
هزینه‌ای هنگفت برای ویرانی سرزمین‌مان می‌پردازیم. برای از بین بردن محیط زیست. برای قدم زدن روی پلی که گذشته از جنجال‌های سیاسی و اقتصادی، هیچ توجیه زیست محیطی برایمان ندارد.
شاید ساختن این پل، مردمی را که نمی‌دانند ظاهر خوش رنگ و لعاب آبادانی، چیز دندانگیری در دل ندارد، فریب دهد. شاید خاموششان کند، یا خوشحالشان، که ببینند پلی بلند در کنارشان ساخته شده. مردمی که نمی‌دانند با افتادن به دام مدرنیته ظاهری، فرزندانشان را از نعمت زندگی محروم کرده‌اند. مردمی که نمی‌دانند شکارهای غیر قانونی و غیر اخلاقی‌شان خیانت است به خودشان. به فرزندانشان. به سرزمینشان. 

 

 

 


کمک به قوهای مهاجر و گرسنه
ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۳  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی ، پرندگان ایران

۲۴ بهمن ماه طی یک رخداد بی سابقه در حیات وحش ایران ۳۰۰۰ قوی دیگر به ۹۵۰ قوی ساکن سرخرود اضافه شدند و امروز دائما میشود دسته های قو را در آسمان این شهر مشاهده کرد و این درحالی است که کل این منطقه به شدت برای قوها ناامن میباشد.

سرمای بیش از حد هوا در عرض های جغرافیایی بالاتر در چند روز گذشته باعث شده تا تعداد بیشتری قو به این منطقه از مازندران پناه بیاورند. در حال حاضر تمامی شالیزارهای منطقه سرخرود و فریدونکنار مملو از قوهای سرمازده و گرسنه است که نیاز به امدادرسانی و غذارسانی فوری دارند و انتظار می رود محیط زیست نیز تعداد ماموران خود را در این منطقه افزایش دهد چرا که همزمان با فرود قوها تعداد زیادی از مردم محلی برای تماشای آنهابه منطقه آمده اند که در بین این مردم عده ای افراد سودجو از گرسنه بودن این پرندگان سو استفاده کرده و در حال زنده گیری آنها هستند .

از دوستان علاقه مند به حیات وحش نیز تقاضا میشود برای خرید گندم و ذرت، “هرچند ناچیز” به ما یاری رسانند. قطعا این غذا دادن دستی تا زمانی که قوها به سیبری باز گردند جان بسیاریشون را نجات میده .

علاوه برقو ها، تعداد نه چندان کمی هم از سایر انواع اردک ها و غازهای وحشی نیز ازاین دانه ها تغذیه خواهند کرد و کمتر در دام ها اسیر و کشته خواهند شد .

در حال حاضر بیش ازهر زمانی با توجه به اینکه برای اولین بار قو ها در این تعداد به شمال ایران آمده اند و غذای کافی برای این جمعیت در دسترسشان نیست, یاری رسانی شما برای بقا این پرندگان زیبا اقدام بسیار شایسته ای خواهد بود . خودتان هم میتوانید گندم یا ذرت از یکی از این ۲ شهر سرخرود یا فریدونکنار بخرید و در انباری که در روستای وزراء محله سرخرود، نزدیک محل قو ها توسط یکی از دوستان در اختیار ما قرار داده شده بگذارید و بعد شاهد پخش آنها باشید یا شخصا در پخش کردن دانه ها به ما در محل کمک کنید.

قیمت هر کیلو گندم که به شکل عمده خریداری شود هر کیلو ۵۰۰ تومان و ذرت هر کیلو ۵۷۵ تومان میباشد که در هر غروب توسط مامورین و علاقمندان به حیات وحش محلی در محل قو ها پخش می شود.

شماره کارت : ۵۳۱۱ ۷۰۰۴ ۵۳۱۰ ۶۲۷۳

شماره حساب :۱۴ ۸۱ ۲۵۰ ۳۸۰ ۰۰۰ بانک تجارت شعبه ۳۶۲ محمدعلی الله قلی

برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۱۲۱۷۷۱۵۷۳  تماس بگیرید.

یادمون باشه اونها در جهنمی که انسانها براشون درست کردن ، فقط من و شما رو دارن …

به امید دیدارتان

لینک اصلی مطلب


برخورد با وبلاگهای حامی محیط زیست به جای برخورد با ویرانگران محیط زیست !
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳٠  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

سپهر سلیمی

همزمان با رشد وبلاگستان فارسی در ده سال گذشته، وبلاگهایی برای حفظ محیط زیست ایجاد شدند. اگر چه در مقایسه با موضوعات دیگر وبلاگستان فارسی، تعداد وبلاگ های زیست محیطی کم است ولی در سالهای گذشته و بویژه 5 سال اخیر توانسته اند اثرگذار باشند و نقش مهمی در تولید اخبار، گزارشات و مقالات زیست محیطی داشته اند. همچنین همگرایی وبلاگهای زیست محیطی که عمدتاً توسط کوشندگان، کارشناسان و دانشجویان طرفدار محیط زیست در سراسر کشور اداره می شود باعث به وجود آمدن حرکتهای اعتراضی در فضای غیر مجازی و در برخورد با مشکلات زیست محیطی شده است.
شوربختانه تلاش داوطلبانه و بی مزد و منت کوشندگان محیط زیست در عرصه فضای مجازی همچون بسیاری از کوشندگان محیط زیست در فضای واقعی مورد بی مهری واقع شده است و همچون تعدادی از سازمانهای غیردولتی زیست محیطی که تعطیل شده اند این بار وبلاگهای زیست محیطی فیلتر و یا مسدود شده اند.

 

نخستین بار وبلاگ پربازدید کننده «مهار بیابان زایی» به مدیریت «محمد درویش»، از بهترین وبلاگ نویسان فارسی زبان که در مسابقات جهانی توانسته بود رتبه سوم را در بخش وبلاگهای زیست محیطی کسب کند فیلتر شد. فیلتر شدن وبلاگ محمد درویش که به نوعی نماد تلاش وبلاگستان زیست محیطی برای حفظ محیط زیست بود با اعتراضات گسترده طرفداران محیط زیست و اشخاص حقیقی و حقوقی در سراسر جهان همراه بود به طوریکه باعث ایجاد پنجمین موج سبز زیست محیطی در فضای وبلاگستان فارسی شد.
پیش از آن وبلاگ «دیده بان کوهستان»، از وبلاگهای قدیمی زیست محیطی  پس از مدت کوتاهی فیلتر شدن بطور کلی از سرور پرشین بلاگ حذف شد.
در اردیبهشت سال جاری، «هومان خاکپور» نویسنده وبلاگ «دیده بان طبیعت بختیاری» که  به طور ویژه به اخبار زیست محیطی استان چهار محال بختیاری می پردازد پس از انتشار خبر احداث جاده برای عبور خط لوله گاز در منطقه حفاظت شده و ذخیره گاه زیستکره «تنگ صیاد» از سوی اداره کل محیط زیست استان چهار محال بختیاری به جرم نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی و تضییع حقوق سازمان حفاظت محیط زیست کشور به دادگاه فرا خوانده شده بود. این وبلاگ همزمان در آن مقطع زمانی فیلتر نیز شده بود.

همچنین پیش از این، «گرین بلاگ» که خبرخوان خودکار وبلاگ های زیست محیطی فارسی زبان است در دو نوبت فیلتر شده بود که البته هر بار رفع فیلتر شد.
هفته گذشته نیز وبلاگ «دیده بان میانکاله» که بطور ویژه اخبار و رویدادهای حیات وحش و محیط زیست منطقه میانکاله را پوشش می داد پس از انعکاس وسیع خبر شکستگی پای فلامینگوهای میانکاله که بازتاب وسیعی در رسانه ها داشت، در ابتدا فیلتر و سپس از سرور پرشین بلاگ حذف شد. دیده بان میانکاله توسط «حر منصوری» از فعالان با سابقه محیط زیست به روز می شد.
در آخرین مورد، این بار در چند روز گذشته وبلاگ «پیدا و پنهان» به مدیریت «الهه موسوی» از خبرنگاران با سابقه حوزه محیط زیست بطور کلی از سرور بلاگفا حذف شده است.
با مراجعه به وبلاگهای حذف شده از پرشین بلاگ و بلاگفا مشاهده می کنیم که دستور مقامات قضایی و کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و یا عدم رعایت قوانین سرویس ارایه دهنده وبلاگ به عنوان دلیل حذف وبلاگ مشخص شده است.
همچنین طبق گفته نویسندگان وبلاگهای مذکور، وبلاگهای پرشین بلاگ با تذکر قبلی مدیریت پرشین بلاگ در خصوص تهیه نسخه پشتیبان از وبلاگ حذف شده است ولی وبلاگهای موجود در بلاگفا بدون اطلاع قبلی حذف شده اند.
فشار بر وبلاگهای زیست محیطی در کنار تعطیلی و عدم فعالیت تعداد زیادی از سازمانهای مردم نهاد غیر دولتی زیست محیطی در حالی صورت می گیرد که بنابر ادعای کارشناسان روند ویرانی محیط زیست ایران بیش از هر زمان دیگری سرعت گرفته است و آلودگی هوا، تخریب زیستگاههای محیط زیست در مناطق مختلف کشور، فرسایش خاک و افزایش بیابان زایی، آلودگی و نابودی منابع آبی، رودخانه ها و تالاب ها و دیگر منابع و شاخص های محیط زیست ایران در بحرانی ترین حالت خود به سر می برد و طی دو سال گذشته براساس گزارش شاخص عملکردی محیط‌زیست (EPI (2012 Environmental Performance Index کشور ایران 36 پله در سطح جهان سقوط داشته است و از میان 132 کشور جهان با کسب نمره 73/42 در مقام 114 جهان قرار گرفته است.

لینک یاداشت : http://animal.persianblog.ir/post/645/ 


تالاب هاو یک درخواست از مسوولان (دیده بان کوهستان)
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳٠  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی ، حیات وحش در خبرگزاریها

تالاب ها، تلاقی گاه های آب و خاک و به همین دلیل از مهم ترین بسترهای حیات، و از نخستین خاستگاه های زیست و تمدن انسانی هستند. این زیستبوم های باارزش و حساس، در ایران امروز سخت در معرض تهدید و آسیب اند؛ طرح های توسعه ی ناپایدار و متکی بر اقتصاد تک محصولی و نفت محور که درآمدی بی نیاز از تولید اندیشه محور را برای ما فراهم ساخته، تالاب ها را همچون دیگر محیط های طبیعی کشور آماج آسیب های جبران ناپذیر قرار داده اند.

می خواستیم گریبان کشور را از اتکای صرف به ثروت های خداداد زیرزمینی رها سازیم، اینک نه تنها تالاب ها و خورهای جنوب کشور در آتش آلودگی های نفتی و گازی می سوزند، بلکه تالاب های کم مانند شمال کشور همچون میانکاله و گمیشان هم با طرح های احداث پالایشگاه، در نوبت مبتلا شدن به سرنوشت هورالعظیم و نایبند هستند! می خواستیم در تولیدات کشاورزی خود اتکا شویم، اینک با نابود سازی دلتای بزرگ ترین رودخانه های کشور در پی طرح های مخرب سد سازی، بهترین نخلستان های خود را در خوزستان از دست می دهیم! می خواستیم  توسعه ای درونزا و اشتغالی فراگیر داشته باشیم، اینک با نابود ساختن تالاب هایی همچون شادگان در پی طرح های بی حساب انتقال و برداشت آب، چند صد هزار نفر را از شغل های دیرپای صیادی و ماهی گیری و پرورش گاومیش بیکار کرده ایم! تمامی رودهایی را که به دریاچه اورمیه زندگی می بخشیدند سد کرده ایم، و اینک برای پیشگیری از کویری شدن یکی از پربارندگی ترین منطقه های کشور، طرح های تخیلی و هزینه بر انتقال بین حوزه ای آب را در انداخته ایم! 
 از مسوولان می پرسم: چگونه است که برای مثال، به خودرو سازانی که تولیدات غیراستانداردشان همه ساله عامل مرگ هزاران شهروند این کشور است، به بهانه ی حمایت از اشتغال، اجازه بهره مند شدن از رانت ها و امتیازهای پرشمار را می دهند، اما بیکار شدن هزاران خانوار که مستقیما از تالاب ها منتفع می شوند، و بیمار شدن میلیون ها نفر که با نابود شدن تالاب ها در معرض آلودگی های ناشی از ریزگردها و کویری شدن حوزه های آبی قرار گرفته اند، در نظرشان جلوه ای ندارد؟!
اکنون که چند روزی از سالروز کنوانسیون جهانی رامسر می گذرد و تب و تاب برگزاری مراسم و همایش ها فروکش کرده است، به مدیران حوزه محیط زیست و آب پیشنهاد می دهم با فراخوان نمایندگان جوامعی که در حاشیه تالاب ها می زیند، با یاری جستن از سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه محیط زیست، و با گوش سپردن به گفته های کارشناسان و کنشگران دلسوز طبیعت و آینده کشور، یک بازنگری ریشه ای در طرح های مهار و انتقال آب رودخانه ها که عامل اصلی آسیب دیدگی تالاب های کشور است، و همچنین در برنامه های توسعه ناپایدار در این حوزه ها، صورت دهند.

لینک خبر در سبز پرس:http://isdle.ir/news/index.php?news=7930 

 


زباله در بهشهر
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٩  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

بدلیل قرار گرفتن این زباله ها در بالا دست یعنی جنوب شرقی شهر زیبای بهشهر و همچنین بالا آمدن آب های زیر سطحی در سالهای اخیر شیر ابه  زباله ها تاثیر منفی بهداشتی را بر روی مردم منطقه خواهد داشت

سالهای سال است که گردشگرانی که بصورت عبوری یا با برنامه قبلی از شهر زیبا و تاریخی بهشهر (اشرف البلاد) دیدن میکنند در میان راهشان بسمت مجموعه باغ تاریخی عباس آباد با کوهی از زباله در میان راه  مواجه میشوند .این مشکل سالهای سال است که گریبانگیر مردم با فرهنگ این شهر زیباست .باید گفت  اگر مدیران شهرستان بهشهر و همچنین جناب دکتر مقیمی نماینده محترم شهرستان بجای اصرار در اجرای پروژه های چون پالایشگاه حسین آباد که مطمئنا پیدامدهای منفی بیشماری از لحاظ  فرهنگی و بهداشتی و زیست محیطی  را نسیب منطقه میکند  کمی بفکر بهداشت و پاکیزگی این شهر زیبا و تاریخی بودند تا به امروز مطمئنا این مشکل حل میشد تا احالی محترم این شهر  مجبور نباشند بوی خیلی بد زباله را در این شب بسیار زیبا استشمام کنند.

 نیمی از شهر را متاسفانه بوی بد زباله فرا  گرفته .

جدول میزان تولید زباله در سه استان شمالی کشور

 

جدول میزان تولید زباله در سه استان شمالی کشور

استان             زباله شهری (به تن)       زباله روستایی (به تن)      مجموع (به تن)

گیلان                     1600                            900                             2500

مازندران                 1700                            600                             2300

گلستان                 500                              600                            1100

 

مجموعه باغ تاریخی عباس آباد بی شک یکی از محبوبترین سایتهای طبیعی و تاریخی در شمال ایران است

مطالبی در همین مورد :

 http://sharghnewspaper.ir/Pdf/90-03-05/11.pdf

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8604230181

 


عموی فیلها
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٩  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

مردی که فیل های کامبوج را از دام انقراض نجات داد.

توضیح آدمین : ۵ شنبه هفته گذشته در "گفتگوی داغ سبز" از یک شکارچی صحبت شد که پلنگ های در حال انقراض البرز را به ضرب گلوله از پا درمیآورد. او به درخواست دامدارانی که حیواناتشان را پلنگ ها میخورند این اعمال را انجام میدهد. پلنگ، خرس، گرگ و ... که زیستگاهشان در ایران به دلیل گسترش فعالیت و سکونتگاه انسان هر روز کوچکتر میشود اجبارا برای یافتن خوراک به انسان نزدیک میشوند. اما در حال حاضر واکنش ما به بنیادی ترین نیاز حیوانات گلوله و تفنگ است. با شنیدن قضیه پلنگ خواستم این داستان حقیقی امید بخش را پس از ترجمه با شما به اشتراک بگذارم. شکی نیست که ما نیز میتوانیم با حیواناتمان برخورد دیگری داشته باشیم.
 ***

 کشور کامبوج تاریخچه طولانی در همزیستی مسالمت آمیز بین انسان و فیل دارد. معروفترین بنای این کشور، معبد سنگی "آنگور وات"، در طی قرن های ۱۲ و ۱۳ میلادی با کمک فیلها ساخته شد. فیل ها که آنزمان جمعیتشان در آسیا زیاد بود برای انسان کار میکردند : آنان مصالح ساختمانی را بر دوش میکشیدند و اجسام سنگین را جابجا میکردند.
 در طول تاریخ، بسیاری از پادشاهان کامبوج بر این بارو بودند که فیل نادر سفید برای سرزمینشان افتخار و موفقیت به ارمغان میاورد. در آیین هندو و بودایی هنوز هم فیل موجودی مقدس محسوب میشود.

 علی رغم این ریشه های فرهنگی، توسعه بی رویه در دهه های اخیر در کامبوج موجب کاهش شدید جمعیت فیلها شده است. این کشور پس از پشت سر گذاشتن دوران خشونت آمیز رژیم "خمر های سرخ" که در دهه های ۷۰ و ۸۰ کامبوج را به خاک و خون کشیدند، اکنون دوره انتقالی خود را میگذارند. در سال های اخیر کامبوج با انفجار جمعیت و توسعه بی رویه روبرو شده است که فشار شدیدی بر منابع طبیعی و به ویژه جنگل های بارانی وارد میکند. توسعه بی رویه به درگیری شدید بین روستاییان و فیلها دامن زده است. اما چرا؟

 اغلب کشاورزان کامبوجی که بسیار فقیر و کم سواد هستند به امید کسب درآمد بیشتر از زادگاه خود کوچ کرده و اغلب در حاشیه جنگل های بارانی مستقر میشوند. آنان هیچ تجربه و شناختی از جنگل، حیات وحش و فیلها ندارند. زندگی جدید آنان با راه اندازی کشتزار، قطع درختان و ساختن جاده های خاکی ... توام میشود. این دستکاریها نهایتا منجر به نابودی مسیرهای اجدادی مهاجرت فیلها میگردد.
 به علاوه، فیل ها مانند دیگر حیوانات، با از دست رفتن زیستگاهشان طبیعتا برای یافتن خوراک به کشتزارها روی میآورند و نه تنها محصول را خورده بلکه مزارع را نیز لگد مال میکنند.

 برای کشاورزان مهاجر که هیچ تجربه و شناختی از جنگل و حیات وحش ندارند، فیل مهمان ناخوانده ایست که باید از بین برود...

 ***
 توی سری‌واتانا (Tuy Sereivathana) زاده سال ۱۹۷۰ دوران کودکی خود را در روستا گذراند. پدر و مادرش که زمانی استاد دانشگاه بودند با روی کار آمدن خمر های سرخ از شهر پنوم پن فرار کرده و در روستای اجدادی خود سکونت گزیدند. آنان در طی روز به کودکان روستاهای اطراف درس داده و بعد از ظهر ها برای امرار معاش کشاورزی میکردند.

 "توی" از کودکی عاشق طبیعت شد و در سنین بالاتر این عشق را همواره در خدمت محیط زیست کشورش بکار گرفت. او با اخذ بورس در دانشگاه بلوروس در رشه جنگل شناسی به تحصیل پرداخت و سپس به کامبوج بازگشت و به عنوان جنگلبان در پارک های ملی کشورش آغاز به کار کرد. شغل جنگلبانی به وی این امکان را داد که نه تنها از نزدیک با روستائیان کار کند بلکه از این طریق او توانست دانش خود را در مورد اکوسیستم ها و مهاجرت فیل ها تکمیل کند.

 هنگامی که "توی" برای مدتی در شهرستان اجدادی خود که ۳۰ هزار نفر جمعیت داشت کار میکرد به این نتیجه رسید که روستاییان فقیر و آسیب پذیر به هیچ عنوان به تنهایی قادر به یافتن راه حل مسالمت آمیز برای پایان دادن به درگیریشان با فیلها نخواهند بود.
 اینجا بود که "توی" تصمیم گرفت با بکار گرفتن روش های ارزان و نو آورانه به آنان کمک کند. اما قبل از هر چیز، "توی" میبایست اعتماد کشاورزان را جلب میکرد تا بتواند الگوی پیشنهادی خود را به آنان القا کند.
 او هفته های متمادی با آنان در مزارعشان کار کرد تا این اطمینان متقابل به وجود آید. سپس، "توی" به آنان آموخت که چگونه از فلفلفهای تند بومی، از حصار و ترقه برای دور کردن فیلها استفاده کنند. او آنان را به ترک کشاورزی تک محصولی و روی آوردن به چرخش محصول و همچنین ترفند هایی نظیر کشت گیاهان زودرس مانند خیار تشویق کرد. امتیاز گیاهان زودرس در اینست که قبل از اینکه فیل ها متوجه قابلیت خوردن آن شوند، محصول توسط انسان برداشت شده است و به این ترتیب از ۶ محصول در سال تنها یکی از آنها توسط فیل ها خورده میشود و بس.
 او همچنین همکاری بین کشاورزان را تشویق نمود و در ساخت خانه های درختی برای دیده بانی گروهی شبانه کمک شایانی نمود.

 در سال ۲۰۰۸ با حمایت چند نهاد بین المللی، "توی" موفق به راه اندازی چهار دبستان در منطقه اجدادی خود و باز کردن پای معلمین شهری به آن شد. برای او دبستان اولین و بهترین کانون برای نهادینه کردن فرهنگ حفاظت از محیط زیست میباشد. هم اکنون هفته ای یک روز دانش آموزان این مدارس در رابطه با مسائل محیط زیستی پیرامونشان و چگونگی همزیستی مسالمت آمیز با حیات وحش آموزش میبینند.

 تلاش های بی وقفه "توی" با موفقیت زیادی همراه بوده است : در آغاز دهه ۲۰۰۰ صد ها فیل آواره سالیانه به خاطر تهاجم به کشتزارها کشته میشدند. پروژه "توی" باعث شد که از سال ۲۰۰۵ به این سو حتی یک فیل برای دفاع از مزرعه کسی کشته نشود.

 در حالیکه فیلها در سراسر آسیا در حال انقراض هستند، برنامه "عموی فیل ها" نه تنها برای روستائیان منطقه آزمایشی امید بخش واقع شده بلکه جایگاه فرهنگی و عاطفی فیل را بار دیگر احیا نموده است.

 این برنامه همچنین خطر انقراض این گونه را در کامبوج به طرز چشمگیری کاهش داده و هم اکنون به صورت آزمایشی در مناطق دیگر کشور مورد استفاده قرار گرفته است.

 آنسو تر، کشور های همجواری چون ویتنام و اندونزی که از مشکلات مشابهی در زمینه درگیری انسان با فیل رنج میبرند، الگوی "عموی فیل ها" را مورد بررسی جدی قرار داده اند.

 توی سری‌واتانا جایزه موسسه حفاظت از محیط زیست گلدمن امریکا را در سال ۲۰۱۰ به خود اختصاص داد

http://www.goldmanprize.org/2010/asia 


تجمع اعتراض آمیز دوستداران طبیعت در مقابل استانداری مازندران
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٢٢  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

بیانیه جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیط زیست در تجمع که توسط خانم البرزی منش برای جمع خوانده شد

منطقه ساحلی دریای مازندران یکی از ویژه ترین مناطق زیستی در حهان محسوب می شود . این منطقه تاکنون به دلیل مدیریت های بخشی که اغلب با مشکلات عدیده مواجه بوده اند با تهدید های متعددی مواجه است که از جمله این تهدید ها می توان به آلودگی آب های دریای مازندران ، کاهش ماهیان خاویاری بی نظیر و سایر شیلات  این دریاچه  ،کاهش سطح جنگل های بی نظیر هیرکانی ، تغییر  کنترل نشده کاربری  اراضی ، تراکم جمعیت خارج از تحمل محیط در برخی مناطق ساحلی ، مشکلات زباله و فاضلات و آلودگی های نفتی و مواد زائد  خطرناک ، گسترش بیماری های مختلف ، مشکلات آب های زیر زمینی و نابودی تالاب ها ،... اشاره کرد.

و جود مشکلات و تهدید های ذ کر شده این منطقه به جهت توانایی های بالای خود دارای فرصت های قابل توجهی برای توسعه پایدار می باشد. از جمله این فرصت ها می توان به ویژگی منطقه در ترابری بین المللی ، چشم انداز های طبیعی و امکانات ویژه برای اکوتوریسم و گردشگری پایدار مناطق حفاظت شده ی استثنایی برای جلب اکوتوریسم داخلی و بین المللی ، تنوع زیستی بی نظیر ویژه ،جلب دانشمندان و محققان از سراسر جهان برای جهان برای تحقیقات ،محصولات شیلاتی و کشاورزی قابل توجه و... اشاره نمود.متاسفانه تا کنون با اعمال مدیریت های بخشی  نا هماهنگ اغلب ناکارآ نه تنها تهدید های منطقه کاهش نیافته و از تخریب و آلودگی محیط زیست جلوگیری به عمل نیامده است بلکه به استناد آمار و ارقام موجود این تهدید ها در سال های اخیر با سرعتی قابل توجه گسترش یافته اند . از سوی دیگر استفاده از فرصتهای  بی نظیر منطقه نیز از آن جهت که بدون برنامه ریزی جامع و بدون توجه به توسعه ی پایدار  بود ه اند ، خود به عاملی در جهت توسعه ی نا پایدار  و تخریب و آلودگی محیط زیست بدل شده است.

مسئولین باید بدانند که ادامه ی این روند نه تنها موجب تخریب محیط زیست خواهد شد بلکه مشکلات عدیده ی اجتماعی ، اقتصادی ، بهداشتی برای منطقه به بار خواهد آورد . کشاورزان بیشماری که با فروش اراضی کشاورزی خود به مغازه داران و یا رانندگان شهری تبدیل شده اند ، صیادانی که با کاهش شیلات ناچار به تغییر شغل شده اند ، دامدارانی که با دریافت پول شغل سابق  خود را رها کرده اند  هجوم ویلا نشینیان با فرهنگ های متفاوت به منطقه وبسیاری تغییراتی دیگر که در جهت توسعه  ناپایدار منطقه بوده است پیامد اجتماعی ، اقتصادی ، بهداشتی و فرهنگی  بسیاری به بار آورده که همچون عوارض محیط زیستی خاموش و بی درد سر نخواهد بود.

 

از این رو جمعیت زنان مبارزه با آلودگی  محیط زیست به استناد تحقیقات و مطالعات و فعالیت های خود در منطقه ی ساحلی دریای مازندران نسبت به این توسعه  ناپایدار   که پیامد های محیط زیستی  غیر قابل جبران و نیز عوارض بی شمار به همراه خواهد داشت ، به مسئولین هشدار می دهد و از آنان می خواهد که هر چه سریع تر در جهت توقف این روند بی باز گشت اقدام نمایند . بر اساس مطالعات انجام شده تنها راه حل جلو گیری از این روند تخریب و آلودگی و نابسامانی اجتماعی و اقتصادی  ایجاد سیستم  مدیریت یک پارچه  منطقه ی ساحلی است . این مدیریت بر خلاف مدیریت بخشی با رویکرد همه جانبه و فرا گیر و در بر گرفتن کلیه فعالیت های بخشی و نیز ملاحظات محیط زیستی واکولوژیکی و هماهنگی با اهداف ملی و منطقه ای فعالیت خود را سامان خواهد داد.

 

از نظر سازمانی مدیریت جامع منطقه ی ساحلی به عنوان سازمانی فرا بخشی  عمل کرده و در هیچ فعالیت اجرایی و بخشی و با منافعی ویژه  برای خود فعالیت نخواهد کرد. اهرم های موثر این مدیریت برنامه ریزی جامع برای منطقه ،پژوهش ، نظارت پیوسته ،ارزیابی پیامد های محیط زیستی ، آموزش و جلب مشارکت و همکاری همگانی و جمع آوری مداوم اطلاعات می باشد.

 

مدیریت جامع منطقه ی ساحلی باید شمای زون بندی و تفکیک منطقه ساحلی برای تخصیص  استفاده های متنوع را سامان دهد . این مدیریت باید  بتواند طرح های جدید برای منابع ویژه (مانند ماهیان خاویاری)یا اصلاح و احیای       منابع تخریب یافته (مانند تالاب ها و جنگل های ساحلی)یا تهدید های مناطق  ساحلی ( مانند پیش روی آب دریا و یا آلودگی های آب های سطحی و زیر زمینی ) و برنامه های ایجاد تحرک و توسعه ی اقتصادی ( مانند رشد اکوتوریسم ) راسامان دهد.

 

این مدیریت برای تامین منابع مورد نیاز خود علاوه بر بودجه  ی اختصاص یافته از اصل آلوده  کنند ((پرداخت کننده تاوان آلودگی)) یا اصل (( پردا خت هزینه به وسیله ی مصرف کننده )) بهره می جویند.

 

 جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست از مسئولین می خواهد که با اتکا به تجارب بین المللی هر چه سریع تر  در جهت ایجاد مدیریت جامع منطقه ی ساحلی به شیوه ی صحیح و اساس رویکرد های بین المللی اقدام و این منطقه ی منحصر به فرد در کشور و جهان را به سوی توسعه ی پایدار سوق دهند.

 

مسئولین انجمنهای زیست محیطی .جمعیت زنان مبارز با آلودگی محیط زیست. انجمن نگاه سبز ساری  .جمعیت حمایت از محیط زیست بابلسر . انجمن دوستداران طبیعت زینوند(دیده بان میانکاله ) در این برنامه حضور داشتند

 

 


شرکت در نشست سالانه نهضت جهانی اشتغال جوانان
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٥  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

youth employment summit

نهضت جهانی اشتغال جوانان

شرکت نمایندگان سازمانهای غیر دولتی فعال در استان مازندران در .

 

نخستین نشست مشورتی –آموزشی نمایندگان حوزه های پنج گانه دبیر خانه اجلاس جهانی و شبکه ملی اشتغال جوانان ایران در تاریخ 18و19 شهریور ماه در سنندج.

 

نهضت اجلاس جهانی اشتغال جوانان.

Yes نهضتی است جهانی که هدف آن ترویج ، ارتقاء و توسعه رهبری جوانان است.

 

این نهضت می خواهد اعلام کند هیچ شخص یا سازمانی نمی تواند این کار را به تنهایی انجام دهد و نگاهی دوباره به جالشهای رایج توسعه بعنوان فرصتهای برای اشتغال جوانان ، تعهدات و تونمند سازی آنان بیندازد .

نهضت   YES  بر آگاه سازی دولتها، بخش خصوصی و اهداء کنندگان در خصوص اهمیت بهران اشتغال جوانان و وارد کردن خود آنان به جریان حرکت و تاکید دارد .

هر چند در سراسرجهان اقدامات خوبی برای محو فقر در جریان است ولی تا کنون هیچ اقدامی جهت هماهنگ نمودن اقدامات که در گوشه و کنار جهان در حال انجام است نشده است .

در این نشست آموزشی مشورتی نمایندگانی از همه مناطق کشور حضور داشتند.


مدیریت مشارکتی
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢٥  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

راهکاری برای پایداری وتوسعه سازمانهای غیر دولتیN.G.Os

در موفقیت‌ هر سازمان‌ عوامل‌ متعددی‌ دخالت‌ دارد; نیروی‌ انسانی‌ آموزش‌ دیده‌ توانمند,  برخورداری‌ از ابزارهای‌ ارتباطی‌، مدیریت‌ کارآمد، آموزش‌ مناسب‌ و دانش‌ روز‌، مهم‌ترین‌ عوامل‌ برای دستیابی‌ به‌ هدف‌های‌ سازمانهای غیر دولتی ‌ را تشکیل‌ می‌دهند اما بدون‌ تردید در میان‌ عوامل‌ مذکور برجسته‌ترین‌ نقش‌ به‌ نیروی‌ انسانی‌ اختصاص‌ دارد. نیروی‌ انسانی‌، زیربنایی‌ترین‌ و محوری‌ترین‌ عامل‌ در توسعه‌ و تحول‌ یک‌ سازمان‌ غیر دولتی است. بدیهی‌ است‌ میزان‌ کارایی‌ این‌ عوامل‌ نیز به‌ برخورداری‌ از خصایصی‌ نظ‌یر خلاقیت‌ فکری‌، آینده‌نگری‌، علاقه‌مندی‌ و آموزش‌ بستگی‌ دارد.

سبز باشید وپایدار 


تراژدی قتل فکها و شیرهای دریایی- محمد درویش
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

روز گذشته – ۱۵ فوریه ۲۰۱۲ – گزارش تصویری دردناکی در دیلی‌میل انتشار یافت که نشان از پیامد تلخ نامدیریت زباله‌های پلاستیکی در جهان دارد؛ رخدادی که بی‌شک اندیشه‌ی هر انسانی را به تأمل وامی‌دارد و این پرسش تلخ را طرح می‌سازد که ما تا به کی و تا به کجا همچنان می‌توانیم به این شیوه‌ی زندگی خودمحورانه، آزمندانه، مسئولیت‌ناشناسانه و نابخردانه ادامه دهیم؟

نگاه کنید به شیرهای دریایی دربند … به فُک‌های مرده‌ای که از فاجعه‌ای بزرگ در اقیانوس‌ها خبر می‌دهند!

راستی وقتی شرایط در سواحل آلاسکا و بریتیش کلمبیا در کانادا اینگونه است؛ دیگر چه انتظاری از خاورمیانه و آسیای جنوب شرقی داریم؟

    باور کنید آنهایی که از بالا به ما می‌نگرند و ما را می‌پایند … سخت دچار شگفتی شده‌اند از نحوه‌ی فرجام مدیریت اشرف مخلوقات بر خویشتن خویش!

 

لینک:http://mohammaddarvish.com/desert/archives/7266 


چرا طبیعت ایران در ایران حامی ندارد؟!
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

 

محیط زیست - محمد درویش

چندی پیش یک رخداد تلخ در جنگل ابر شاهرود، بسیاری از فعالین و طرفداران محیط زیست ایران را سخت غمگین و شدیداً ناامید کرد. ماجرا از این قرار بود که گروهی از مردم ساکن در روستاهای اطراف این زیباترین جنگل ایران، تصمیم گرفتند تا شبانه به رویشگاه جنگلی موصوف حمله‌ور شده و با قطع 150 اصله درخت، بیش از یک هکتار از جنگل ابر را مخروبه کنند[1]. آنها دلیل این رفتارشان را ابراز ناخشنودی از سازمان حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی عنوان می‌کردند، زیرا به گفته‌ی ایشان، این دو نهاد اجازه احداث و عبور جاده از این رویشگاه را نمی‌دهد. اما این نخستین یا آخرین رؤیارویی مردم محلی با سازمان متولی محیط زیست و منابع طبیعی کشور نبوده و ظاهراً نخواهد بود. رؤیارویی محیط‌بان‌ها و جنگلبان‌ها با برخی از دامداران، کشاورزان، ذغالگیران و شکارچیان حیات وحش از دیگر مصداق‌های بارز تضاد منافع بین جوامع محلی با ملاحظاتی است که منجر به حفظ محیط زیست می‌شود. این که به عنوان مثال فقط در استان چهار محال و بختیاری اعلام می‌شود سالی هزار هکتار از جنگل‌های زاگرس به ذغال بدل می‌شوند؛ این که اعلام شده و می‌شود که یکی از مهم‌ترین دلایل رخداد آتش‌سوزی در رویشگاه‌های جنگلی شمال و غرب کشور به دلیل میل کشاورزان و دامداران محلی برای تصاحب زمین بیشتر است؛ این که کشت در زیراشکوب جنگل‌های زاگرس بدون توجه به ویرانی قدرت زادآوری طبیعی این جنگل‌ها همچنان ادامه دارد، این که بحران زباله و آلودگی دیداری اغلب چشم‌اندازهای طبیعی ایران، همچنان به روند نگران‌کننده خود ادامه می‌دهد، این که دلفین‌ها همچنان در خلیج فارس به بدترین شکل ممکن کشته می‌شوند[2]، این که مردم در برابر تخریب ارزشمندترین و دیرینه‌ترین باغ گیاه‌شناسی سکوت می‌کنند[3]، همان گونه که معضل حفر غیرقانونی چاه عمیق و نیمه عمیق یا برداشت غیرقانونی و بیش از ظرفیت از چاه‌های موجود ادامه می‌یابد و همانگونه که زمین به روند نشست خود و درون‌سوزی‌اش ادامه می‌دهد[4]، همه و همه نشان از یک واقعیت تلخ اما غیرقابل انکار دارد؛ واقعیتی که می‌گوید: طبیعت ایران در ایران آنگونه که شایسته و سزاوار است، حامی و پشتیبان ندارد. دارد؟

و این چرا هنگامی پررنگ‌تر می‌شود که ببینیم، آسمان هرکجا همین رنگ نیست و در بسیاری از کشورها، فعالین محیط زیست از چنان وزن و نفوذی در ساختار قدرت برخوردارند که حتا می‌توانند فرمان تعطیلی چند نیروگاه اتمی را در آلمان، اسپانیا، ایتالیا، سوئیس و ... از رهبران سیاسی خویش بگیرند[5]. به عنوان مثال، چندی پیش وقتی خبر رسید که دولت آلمان از ادامه مشارکت در پروژه‌ی ساخت بزرگترین سد ترکیه بر روی یکی از سرشاخه‌های رودخانه فرات کناره‌گیری کرده است[6]، بسیاری با شگفتی به این خبر واکنش نشان دادند؛ امّا شگفتی بزرگ‌تر زمانی پدید آمد که همگان دریافتند، علت این کناره‌گیری، اختلافات بر سر مسایل مالی و یا نارضایتی طرف آلمانی از تعهدات و ضمانت‌های اقتصادی طرف ترک نبوده است؛ بلکه دولت آلمان در اثر فشار فعالان محیط‌زیست در این کشور از ادامه‌ی این همکاری سرباز زده و حتا خسارتی هنگفت نیز از نظر مالی را تقبل کرده است.

ماجرا این است که طرفداران محیط زیست و احزاب هوادار سبزها در آلمان به دولت دموکرات مسیحی آنجلا مرکر فشار آورده و او را تهدید کرده بودند که درصورت انصراف ندادن از این همکاری، پایه‌های کابینه‌ی ائتلافی‌اش را در پارلمان بیش از پیش خواهند لرزاند؛ اتفاقی که در ماجرای اشتوتگارت 21 هم افتاد[7] و طی آن، برخی از متنفذترین اعضای حزب مرکر و همچنین چند وزیر کابینه به دلیل آنچه "عدم توجه به ملاحظات محیط‌زیستی در پروژه 7 میلیارد یورویی احداث مترو در اشتوتگارت" عنوان کرده بودند، استعفا دادند. در رخداد احداث سد در ترکیه، البته یک تفاوت ماهوی با ماجرای اشتوتگارت هم وجود داشت؛ زیرا اگر در احداث ایستگاه مرکز مترو، بیم قطع 300 اصله درخت وجود داشت که پیامدهایش مستقیماً متوجه کیفیت محیط زیست شهروندان آلمانی می‌شد، در ماجرای احداث سد در ترکیه، چنین عقوبتی متوجه آلمانی‌ها و سرزمین‌شان نبود؛ بلکه برعکس از محل عواید مالی این همکاری مشترک و پرمنفعت، می‌توانستند کیفیت رفاه اقتصادی خویش را به ویژه در شرایط بحران اقتصادی پیش آمده در اروپا بیشتر تحکیم بخشیده و ارتقاء دهند. اما سبزها می‌گفتند: در صورت ساخت این سد، بحران بیابان‌زایی در میان‌رودان (بین‌النهرین) ابعادی وخیم‌تر یافته و بر تعداد چشمه‌های تولید گرد و خاک در کشور عراق و مناطق همجوارش (از جمله ایران) افزوده شده و بدین‌ترتیب با کاهش پایداری بوم‌شناختی منطقه، کانون‌های بحرانی فرسایش بادی فزونی خواهند گرفت و سطح سفره‌های آب زیرزمینی بیش از پیش اُفت خواهند کرد.

به دیگر سخن، وضعیتی که هم‌اکنون در کشور آلمان حاکم است و علاقه‌ای که مردم آن به حفظ گرایه‌ها و آموزه‌های محیط زیستی دارند، ابعادی فرامنطقه‌ای یافته و فعالین محیط زیست آلمانی نه‌تنها می‌کوشند تا ملاحظات محیط زیستی در آلمان به اجرا درآید، بلکه دل‌نگران وضعیت پایداری اکولوژیکی آن بخش از مناطقی هم هستند که هزاران کیلومتر با موطن اصلی‌شان فاصله دارد و حتا برای پاسخ به این دل‌نگرانی حاضرند که هزینه هم بپردازند. چرا؟ چگونه چنین مردمی در آلمان بوجود آمده و می‌کوشند تا از مظاهر رفاه مادی خود به نفع پایداری کره‌ مسکون صرف نظر کنند؟

پاسخ البته چندان دشوار نیست؛ به ویژه اگر بدانیم که بیش از نیم قرن است که در محتوای کتاب‌های درسی آلمان‌ها مضامین روشنی از ترویج انگاره‌ها و ارزش‌های محیط زیستی گنجانده شده است؛ افزون بر آن، به ندرت بتوان در آلمان نشریه یا روزنامه‌ای یافت که صفحه‌ای ثابت را به صورت روزانه، هفتگی و ماهانه به محیط زیست ملّی و جهانی اختصاص نداده باشد و مهم‌تر آن که نه‌تنها در اغلب رسانه‌های تصویری‌شان به شکلی جذاب و منتقدانه به تحلیل مسایل روز و سیاست‌های محیط زیستی حاکم بر کشور و اتحادیه اروپا می‌پردازند، بلکه ساخت فیلم‌های داستانی و انیمیشن‌های جذاب با پیام‌های روشن و اثربخش محیط زیستی هم در دستور کارشان قرار دارد. نتیجه آنکه علاقه روزافزون مردم آلمان به حفظ محیط زیست، نتیجه یک برنامه مدون و خردمندانه است که دست‌کم پیشینه‌ای 50 ساله داشته و آن ظرفیت‌سازی اطلاعاتی و فرهنگی اینک دارد میوه‌های شیرین و گوارای خود را باز پس می‌دهد.

اما شما به من بگویید آیا می‌توانید از یک برنامه ثابت محیط زیستی و منتقدانه در رسانه ملّی یاد کنید که به صورت هفتگی به تحلیل مسایل روز محیط زیست ایران و جهان بپردازد، نظیر آنچه که در حوزه ورزش (90) و سینما (هفت) شاهد پخش آن هستیم. حتا آیا می‌توانید یک صفحه ثابت محیط زیستی را در یک روزنامه‌ی پرشمارگان کشور نام ببرید که به صورت منظم و روزانه مسایل محیط زیستی را پیگیری کرده و به نقد بکشد؟ ماجرا هنگامی غم‌بارتر می‌شود که نظری به محتوای دروس موجود در مقاطع ابتدایی و متوسطه آموزش و پرورش کشورمان بیاندازیم و دریابیم که حجم آموزش‌های محیط زیستی در کتاب‌هایی که کودکان و نوجوانان ما می‌آموزند تا چه اندازه حقیر و ناچیز است. همانگونه که ردپای این آموزش‌ها و دغدغه‌ها در سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی ما هم بسیار کم و خنثی است.

اینک دوباره به پرسش کلیدی طرح شده بر پیشانی این یادداشت برمی‌گردیم؛ آیا کسی هست که هنوز نداند چرا طبیعت ایران، آن گونه که سزاوار است، حامی ندارد؟!

--------------------------------------------------------------------------------


[1] http://hamshahrionline.ir/news-154475.aspx

[2] http://www.hamshahrionline.ir/news-159951.aspx

[3] http://www.hamshahrionline.ir/news-159398.aspx

[4] http://sharghnewspaper.ir/News/90/11/10/23312.html

[5] http://sharghnewspaper.ir/News/90/11/18/24004.html

[6] http://mohammaddarvish.ir/post-2160.aspx

[7] http://mohammaddarvish.com/desert/archives/6594

خبر اون لاین


پیدا و پنهان هم فیلتر شد
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸  کلمات کلیدی: اخبار وبلاگها و فعالان زیست محیطی

وبلاگ پیدا و پنهان به مدیریت خانم الهه موسوی روزنامه نگار و فعال زیست محیطی که سالهاست مطالب و اخبار زیست محیطی در آن مورد نقد و بررسی قرار میگیرد فیلتر شد .

این در حالیست که وبلاگ محمد درویش (مهار بیابان زایی) و پس از آن اخیرا حر منصوری(دیده بان میانکاله ) نیز فیلتر شده اند .

لینک وبلاگ: http://peydapenhan1.blogfa.com/